|
Brain Drain فرار مغزها
|
||
به نظر شما اين دانشجويان نخبه كه در سال 80 نفرات تك رقمي كنكور در ايران بودند الان كجان؟؟؟؟؟
كجاي اين مملكت زندگي مي كنند و چه سمتي دارند ؟؟؟؟
در يك جستجو نتايج زير بدست اومد !!!
شايد اشتباهي شده ... ولي اگه درست باشه اين سئوال پيش مياد كه چرا اينها ايران نموندن ؟؟؟؟؟
چرا رفتن ؟؟؟؟؟ چرا ؟؟؟؟
ندا ناطق (نفر اول رشته ریاضی): استانفورد، آمریکا
اشکان برنا (نفر دوم رشته ریاضی): برکلی کالیفرنیا، آمریکا
احسان شفیعی پورفرد (نفر سوم رشته ریاضی): ایلینویز، آمریکا
محمد فلاحی سیچانی (نفر اول رشته تجربی): میشیگان، آمریکا
محمد امین خلیفه سلطانی (نفر دوم رشته تجربی): معلوم نيست كجاست
پیمان حبیب اللهی (نفر سوم رشته تجربی): هاروارد، آمریکا
محمدرضا جلاییپور (نفر اول رشته انسانی): ؟؟؟؟؟؟؟

بر اساس صندوق بين المللي پول سالانه بيش از 150 هزار نفر تحصيل كرده از ايران خارج مي شوند . طي سال 79 روزانه به طور متوسط 15 نفر با درجه ي كار شناسي ارشد و 3/2 نفر با درجه ي دكترا جلاي وطن كرده اند در سال 78 ، 5475 كارشناس ايران را ترك كرده اند همچنين در 6 ماهه ي اول سال 78 ، 1664 نفر از افراد داراي تحصيلات علوم پزشكي براي خروج از كشور اقدام كردند .
از مجموع 4300 نفر دانشجو كه براي ادامه ي تحصيل در سالهاي 64 تا72 به خارج از كشور رفته اند 12% هنوز به كشور باز نگشته اند همين طور از سال 69 تا 77 ، تعداد 151 نفر عضو هيئت علمي دانشگاههاي كشوراز كشور خارج شده و باز نگشته اند . تعداد كل اساتيد دانشگاههاي ايران 1500 نفر است در حالي كه ايرانياني كه در خارج كشور صاحب كرسي اند« با درجه ي پروفسوري »400 نفر مي باشند . 92 % دارندگان مدال المپياد هاي جهاني طي دو دهه ي اخير به خارج از كشور رفته اند . 155 هزار نفر ايراني با تحصيل ممتاز به امريكا مهاجرت كرده اند .
صر فه جويي امريكا در هزينه هاي اموزشي از اين بابت 10ميليارد و 500 ميليون دلار بوده است . در حالي كه ايران از بابت مهاجرت مغز ها 38 ميليارد دلار متضرر شده است . آمارها ي ارائه شده در ذهن ما اين سوال را ايجاد كرده است كه چه عواملي در بروز اين آسيب اجتماعي دخالت داشته است ؟
عدم توجه مسئولين وقت و عدم قائل شدن ارزش كافي و لازم براي علم و جامعه علمي كشور ، در گير بودن ذهني آنها به مسائل مقتضي زمان از جمله جنگ و سازندگي آنها را از توجه به آينده كشور و رشد علمي صنعتي كشور باز داشت تا اينكه در چند سال اخير بدليل تحولاتي كه درطبقه حاكم بر ايران بوجود آمده است ؛ چينش سه قوه به لحاظ فكري ، وجود سازمانها از قبيل سازمان ملي جوانان ، بر سر كار آمدن وزيران و نمايندگان از طبقه دانشگاهي و علمي كشور اين زنگ خطررا براي كساني كه چشم و گوش خود را بر روي بعضي مسائل بسته بودند به صدا در آ ورد .
به اميد روزي كه بتوانيم كاري بكنيم كه اين باتلاق هايي كه با دست خود ايجاد كرده ايم ما را بيشتر به اعماق فرو نبرد .
علل اصلي كشش متخصصان با قصد عزيمت


علل سرخوردگي تحصيلكردگان ومهاجرت آنها به خارج كشور

علل اصلي كششي متخصصان مقيم خارج از كشور


موانع و محدوديتهاي موجود در اجراي تحقيق فرار مغزها
آسيب هاي فرار مغزها در يك كشور در حال توسعه

عوامل موثر در بوجود آمدن فرار مغزها
عامل داخلی
عامل خارجی
عامل داخلی
كشورها .
و نیروهای نخبه علمی در كشورهای پیشرفته.
عامل خارجی

وزیر علوم گفت: موضوع مهاجرت نخبگان و فرار مغزها جنجال رسانهای بوده و مطابق با واقعیتهای موجود کشور نیست.
کامران دانشجو در جلسه اعضای هیأت علمی دانشگاهها و موسسات آموزش عالی این استان گفت: موضوع مهاجرت نخبگان و فرار مغزها جنجال رسانهای بوده و مطابق با واقعیتهای موجود کشور نیست و مطرح کردن این موضوع، توهین به مجموعههای داخلی است.
وزیر علوم ادامه داد: اگر موضوع فرار مغزها و مهاجرت نخبگان صحت دارد، پس پیشرفت فعلی کشور محصول کار، فکر و اندیشه چه کسانی است؟ ما باید قدردان همه دانشگاهیانی باشیم که به عنوان افراد عالم و نخبه در این کشور به تولید علم پرداخته و جوانان مستعد را برای آبادانی کشور پرورش میدهند.
وی در بخش دیگری از سخنرانی خود در جمع دانشگاهیان اردبیل، مطرح کردن فرار مغزها را جوسازی و بر اساس جهالت و یا غرضورزی توصیف کرد و با بیان اینکه هماکنون ۸۰ هزار نفر دانشجوی ایرانی در خارج از کشور تحصیل میکنند، اظهار کرد: ۸۰ درصد اینها در مقطع کارشناسی و در کشورهایی مشغول به تحصیل هستند که از مرتبه علمی پایینتری نسبت به ایران برخوردارند.
دانشجو در ادامه افزود: در سالهای پس از انقلاب ۱۲ هزار و ۵۰۰ نفر به عنوان بورسیه به کشورهای خارجی برای تحصیل اعزام شده اند که تنها ۴۰۰ نفر از آنها به کشور باز نگشتهاند و ما بقی که از نخبگان ایران محسوب میشوند به کشور بازگشته و به تدریس و کارهای علمی و پژوهشی مشغول هستند.

در فرار مغزها دو عامل مهم نقش اساسی را بازی میکنند:
1-عوامل دفعی،مانند دیکتاتوری در جامعه و همچنین عدم امنیت شغلی و سرمایه گذاری
2-عوامل جذبی دیگر کشورها ،مانند پیشرفت ،آزادی و دمکراسی
"فرار مغزها" (brain drain) پدیده کهنى است که از دیرباز تاکنون به گونه هاى وسیع و چشمگیرى در کشورهاى جهان سوم دیده مىشود. از این رهگذر در این کشورها صدمات جبران ناپذیرى در بخش هاى اقتصادى،اجتماعى و فرهنگى و تمام ابعاد مختلف جامعه وارد مىشود که شاید جبران آن یکى از دشوارترین کارها براى این قبیل کشورها باشد. ادبیات مربوط به پدیده فرار مغزها از کانادا و کشورهاى اتحادیه اروپا نخستین بار در اوایل دهه ۱۹۶۰ میلادى در جهان مطرح شد و این پدیده به عنوان یک آسیب اجتماعى از دهه چهل در ایران آغاز شد. یعنى زمانى که کشورهاى اروپایى بازسازى خرابىهاى پس از جنگ را آغاز کردند و در پى فرایند صنعتى شدن با احساس نیاز به متخصصین و نخبگان در این زمینه به جذب نخبگان و متخصصین از کشورهاى جهان سوم پرداختند و اینگونه بود که مانع دیگرى بر سر راه توسعه این کشورها پدید آوردند. فرار مغزها به عنوان یک آسیب اجتماعى مختص کشورهاى جهان سوم ، بیش از یکربع قرن است که جوانان ایرانى را نیز به دام خود گرفتار کرده است . این عارضه که از منظر آسیب شناسان به نوعى استثمار شدگى کشورهاى جهان سوم ، توسط کشورهاى توسعه یافته محسوب مىشود به عنوان مخربترین بحران اجتماعى شناخته و تعریف شده است . از میان کشورهایى که به دلیل در اختیارگذاشتن امکانات پژوهشى و رفاهى به صاحبان اندیشه بیشترین نخبگان ایرانى را به خود جذب کرده اند، آمریکا و کانادا به ترتیب رتبه اول و دوم را به خود اختصاص داده اند.
تحقیقات یک پژوهشگر ایرانى که در دانشگاه MIT آمریکا تدریس مىکرد ، نشان مىدهد که بیش از۴۵ درصد از ایرانیان مقیم کشور آمریکا داراى مدارک تخصصى یا فوق تخصصى هستند.
تحقیقات دیگرى که در سطح دانشگاه هاى معتبر ایران انجام شده نشان داده است که به طور متوسط از هر۱۸ نفرى که از سوى دانشگاه براى کسب تخصص به کشورهاى توسعه یافته اعزام شده اند، تنها۳ نفر به ایران بازگشته اند. نخستین بارى که اصطلاح فرار مغزها در دهه ۱۹۶۰ میلادى مطرح شد، هیچ کس انتظار نداشت که جهان شاهد چنین سیل خروشان مهاجرت نخبگان و مغزها از کشورهاى در حال توسعه به سوى کشورهاى غربى باشد اما ورق هاى بعدى تاریخ این را به باور همگان رسانید...تا امروز که دیگر نمىتوان جلودار این معضل و فرار سرمایه هاى انسانى شد. عوامل متعددى در بسترسازى براى فرار مغزها موثر است که میتوان به سطح فرهنگ ، تحصیلات ، رضایت والدین ، نبود پیشرفت اجتماعى از نظر مالى و نبود تضمین شغلى و کمبود امکانات رفاهى اشاره کرد. همچنین میتوان گفت که نقش دافع هاى اجتماعى، امنیتى، سیاسى و معنوى در زمینه فرار مغزها بیشتر از عوامل مادى و معیشتى است . مساله فرار مغزها پدیده بسیار پیچیده اى است که مساله مهاجرت نخبگان ، فرار مغزها و شکار مغزها را شامل میشود و هر کدام این موارد مکانیزمها و سازوکارهاى مختلفى دارد. باید با سیاست گذارى هاى سنجیده و ارزش گذارى جدید تلاش شود که دانشگاهها و دانشگاهیان از یک منزلت و جایگاه حقیقى و بسیار بالاترى در کشور برخوردار باشند.

آیا وطن پرستی یکی از ادعاهای ما ایرانیان نبوده است؟
آمار فرار سرمایه٬ نیروی کار و متخصص ایرانی به خارج از کشور فاجعه ای است بسیار بزرگتر از آنچه تصورش را میکنیم. فرار مغزها به استرالیا و کانادا٬ فرار نیرو به اروپا و آسیای شرقی و بدتر از همه فرار سرمایه ایرانیان به امارات و آمریکای شمالی.
این یعنی به زیر آب رفتن زندگی و اقتصاد ایرانی!
|
احمدینژاد: فرار مغزها نداریم...
| ||
|

دراين نامه ها دونكته بيش از موضوعات ديگر مربوط به فرارمغزها به چشم مي خورد: ۱ ـ تحقق نيافتن شايسته سالاري ۲ـ ضعف مديريت . اما درعين حال دراين نامه ها عوامل متعدد اقتصادي ، سياسي ، اجتماعي زمينه ساز فرارمغزها برشمرده شده است.
دكتر پدرام سلطاني در نامه اي كه به روزنامه فكس كرده اين عوامل را موجب سرخوردگي تحصيلكردگان ونهايتاً مهاجرت آنها به خارج معرفي كرده است:
ـ فساد اداري ، پارتي بازي ، نبود نظام شايسته سالاري
ـ جايگزيني روابط به جاي تخصص ونبود اميد به پيشرفت و ترقي براساس نبوغ وتخصص
ـ وجود سياستها، قوانين و برنامه هاي غلط در بسياري از شئون ، عدم دلسوزي برخي دولتمردان ومديران كشور ونبود اهتمام جدي براي تصحيح اشتباهات مديران
ـ افزايش فاصله طبقاتي ، ظهور طبقه نوسرمايه داران وابسته به مديران نظام و آقازاده ها وبه تبع آن احساس تكرار اين مشكل كه در قبل از انقلاب نيز سابقه داشت .
ـ عقب ماندگي قوانين اقتصادي، كار ، تجارت ، چك ، بيمه، بانك و تجارت الكترونيك
ـ وجود ثروتهاي بادآورده واحساس حيف و ميل و غارت اموال عمومي
ـ احساس ناامني سياسي ، وجود تنشهاي فراوان ميان مديران و نهادهاي نظام كه تشويش ذهني و نهادينه نشدن رقابت سياسي سالم را به دنبال دارد
ـ دخالت نداشتن مردم در امور مربوط به خود و فاصله گرفتن مديران از خوي مردم سالاري
درنامه اين خواننده روزنامه نكات متعددي به عنوان عوامل اجتماعي، فرهنگي زمينه ساز فرارمغزها مطرح شده است كه بطور خلاصه به برخي از آنها مي توان اشاره كرد: ترويج فرهنگ ظاهرسازي ، رياكاري و چاپلوسي ، از بين رفتن فرهنگ رعايت حقوق ديگران و مراعات خردسالان و سالمندان، رشد فرهنگ قلدرمآبي و بي توجهي به قانون، محدوديت توليدات فرهنگي ، رشدبي رويه و غيرمنطقي جمعيت بدون افزايش امكانات و تربيت فرهنگي ، ناكارآمدي نظام تأمين اجتماعي ، افزايش جرايمي مانند دزدي و قتل، نبود نشاط در جامعه و سخت گيري در مقابل بروز شادي و بالاخره نبود امكانات رفاهي معمولي در شهرهاي كوچك و روستاها و تشويق غيرمستقيم مردم به تخليه آنها و افزايش حرص تهران نشيني.
دكتر سلطاني در ادامه نامه خود نوشته است : «صرف نظر از حساسيت بيشتر تحصيلكردگان نسبت به نقايص و كاستي ها فراموش نكنيم كه اين ناملايمات و برخورد مداوم با آن ناخودآگاه دراين قشر ايجاد دلزدگي و انزجار مي كند و در كنار جاذبه هاي مهاجرت، افرادي را كه توانايي هاي علمي و تخصصي دارند به آن سوي مرزها سوق مي دهد».
در ادامه اين نامه نسبت به برخورد خاص مديران كشور با پديده فرارمغزها انتقاد شده است : «دلايل فرارمغزها را حتي عموم مردم نيز مي دانند اما هيچ مسؤولي به خود اجازه نمي دهد دراين باره به صراحت سخن بگويد . اكنون پاسخ مسؤولان به اين انتقادات بسيار تكراري است: نبود زيرساختهاي پژوهشي و بودجه كافي ، نبود جايگاه شغل و درآمد مناسب براي قشر نخبگان و… اما اگر عكس تمام برخوردهايي كه درايران با قشر تحصيلكرده مي شود در كشورهاي مهاجرپذير مشاهده مي شود ، اين مشكل ما است و اي كاش مسؤولان كشور سعه صدر لازم را داشتند كه بدون محافظه كاري و ترس از سلب مقام و موقعيت نسبت به رفع مشكلات نخبگان جامعه يا حداقل بيان آنها اقدام كنند ودر مرحله بالاتر وايده آلي جاي خود را به مغزها و نخبگان بدهند وببينند اين قشر چگونه كشور را نجات مي دهند.»
درنامه ديگري ، جعفر ناظم الرعايا نوشته است : «دانش آموختگان ومغزها امكانات زيستي خود را با آنچه در جهان مي گذرد مقايسه مي كنند واين قياس در تصميم گيري براي مهاجرت وانتقال سرمايه ها به خارج بسيار مؤثر است .»
وي در ادامه نامه خود خشونت، فشار و رفتارهاي دافعه آميز را موجب احساس عدم امنيت و آسايش واميد به بهبود اوضاع درآينده ذكر كرده ونوشته است : «ما نه مي توانيم جاذبه كشورهاي مهاجرپذير را خنثي كنيم و نه شناخت و درگيرشدن با باندها ، واسطه ها و آژانسهاي انتقال مغزها برايمان ممكن است و يگانه راه كنترل فرارمغزها ايجاد جاذبه لازم در خود كشور است كه آن هم با وجود سياستهاي تثبيت شده فعلي و فرهنگ ديوانسالاري ونبود شايسته سالاري عملاً ناممكن به نظر مي رسد.»
درنامه ديگري آثار سو ءزندگي در كشورهاي ديگر با وجود تبليغات فراوان عليه ايران برشمرده شده است. دراين نامه نوشته شده : «ايرانيان مقيم خارج روز به روز بيشتر عزت نفس خود را از دست مي دهند و بسياري از ايشان در خارج از كشور مليت خود را پنهان مي كنند يا لااقل از اظهار آن احساس غرورنمي كنند، بگذريم ازاينكه به صرف ايراني بودن محدوديتهاي عديده اي براي اتباع ايران در بسياري از كشورها ايجاد شده است.»

خبرگزاری فرانسه طی گزارشی از تهران گفت ایران که دارای یکی از کارآمدترین قشر جوانان در بین کشورهای خاورمیانه است , مغزهای خود را با سرعتی هشداردهنده به خارج صادر می کند. نرخ رسمی بیکاری در بین تحصیل کرده های دانشگاهی در ایران تقریبا 16 درصد اعلام شده اما کارشناسان می گویند نرخ واقعی بسیار بالاتر از این است.
خبرگزاری فرانسه شمار جوانان ایرانی تحصیل کرده ای را که همه ساله از جمهوری اسلامی می گریزند , 150 هزار نفر برآورد کرده است. یک فارغ التحصیل 25 ساله که رشته طراحی صنعتی را در دانشگاه به پایان برده می گوید واقعا اهمیتی ندارد که با چه معدلی لیسانس گرفته باشید. واقعیت اینست که در اینجا کار نیست.
این خبرگزاری می افزاید از همین رو احتمال اینکه این جوان فارغ التحصیل 25 بجای ایستادن در صف رای دهندگان در انتخابات خردادماه در صف درخواست کنندگان ویزای ورود به یکی از کشورهای غربی بایستد , بسیار بیشتر است.
خبرگزاری فرانسه می گوید با اینهمه اما نشانه هایی در دست است که جوانان ایرانی دیگر تردیدی ندارند که دگرگونی در افق ایران بچشم می خورد.
ايران پرس نيوز
دکتر «محمدقلی یوسفی» رئیس مرکز تحقیقات اقتصاد ایران میگوید «در ایران متاسفانه فرار سرمایههای انسانی همچنان ادامه دارد و اطلاعات موجود از مجامع بینالمللی نشان میدهد سالانه بیش از 150 هزار نیروی فکری جامعه از کشور خارج میشود.»
این اظهارات پس از آن مطرح میشود که «محمود احمدینژاد» روز یکشنبه در جمع نخبگان و تجار ایرانی مقیم امارات، تعبیر فرار مغزها را تعبیری «غلط» دانست.
این استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی در گفتوگو با خبرنگار سیاسی آفتاب افزود: واقعیت این است که با مشکلاتی در اقتصاد کشور مواجه هستیم و اظهارنظرهای غیرمسئولانه یا سیاستهایی که باتدبیر اتخاذ نمیشود، نیروهای متخصص را ناراضی میکند و عشق و علاقهای که میبایستی در جامعه به وجود بیاید را کم میکند.
به اعتقاد وی، با وجود تلاشی که بسیاری از علاقهمندان به این مساله در کشور انجام میدهند، بعضی رفتارهای غیرمسئولانه از سوی افراد باعث میشود که نخبگان نتوانند در ایران به فعالیت خود بپردازند.
دکتر یوسفی تاکید کرد: در کشور ما حمایتهای لازم از افراد متخصص انجام نمیگیرد و به کارهای پژوهشی که انجام میگیرد بها داده نمیشود.
این استاد دانشگاه ادامه داد: هم اکنون شاهد هستیم رابطه جای ضابطه در تصمیمسازیها و انتصابات را گرفته و اینجاست که متاسفانه نظرات کارشناسی نیروهای متخصص خواسته نمیشود و یک محقق در کشور هر ایدهای که داشته باشد، ممکن است مورد قبول واقع نشود. در واقع با پدیدهای مواجه هستیم و آن بیتفاوتی به نظرات متخصصان است.
یوسفی بر این اساس تصریح کرد: اگر مسئولان بهای لازم به نظرات متخصصان ندهند و آنها نتوانند مسئولان را وادار کنند که سیاستهایی که کشور از آن نفع میبرد را اجرا کنند، فضا را برای فعالیت خود تنگ میبینند و از کشور خارج میشوند.
وی با بیان اینکه «باید هرچه سریعتر جلوی فرار مغزها گرفته شود» اظهار داشت: اگر تنگنظریها کنار گذاشته شود و افراد براساس شایستگی به کار گمارده شوند و از بینشهای افراطی و متهم کردن روشنفکران به وابستگی به بیگانگان پرهیز شود، میتوان امیدوار بود که جلوی فرار مغزها گرفته شود.
دکتر یوسفی در پایان خاطرنشان کرد: در تمامی کشورهای توسعه یافته ثابت شده که نیروهای متخصص کلید پیشرفت آنها بوده است. بنابراین لازم است سیاستهایی اتخاذ و پیگیری شود که همه نخبگان در ایران بمانند.
ادب خرجي ندارد ولي همه چيز را مي تواند خريداري کند
هرگز کسي را نا اميد نکن، شايد اميدش تنها داراييش باشد .
|
|
|
تحليل پديده مهاجرت نخبگان بر اساس نظام جهانى والراشتاين |
با بخیل رفاقت نکن زیرا او آنچه را که به آن بسیار نیازمند باشی به تو نخواهد داد.

"فرار مغزها" (brain drain) پديده کهنى است که از ديرباز تاکنون به گونه هاى وسيع و چشمگيرى در کشورهاى جهان سوم ديده مىشود.
به گزارش بخش خبر سايت اخبار فن آوري اطلاعات ايران، به نقل از ايرنا، از اين رهگذر در اين کشورها صدمات جبران ناپذيرى در بخش هاى اقتصادى،اجتماعى و فرهنگى و تمام ابعاد مختلف جامعه وارد مىشود که شايد جبران آن يکى از دشوارترين کارها براى اين قبيل کشورها باشد.
ادبيات مربوط به پديده فرار مغزها از کانادا و کشورهاى اتحاديه اروپا نخستين بار در اوايل دهه ۱۹۶۰ ميلادى در جهان مطرح شد و اين پديده به عنوان يک آسيب اجتماعى از دهه چهل در ايران آغاز شد.
يعنى زمانى که کشورهاى اروپايى بازسازى خرابىهاى پس از جنگ را آغاز کردند و در پى فرايند صنعتى شدن با احساس نياز به متخصصين و نخبگان در اين زمينه به جذب نخبگان و متخصصين از کشورهاى جهان سوم پرداختند و اينگونه بود که مانع ديگرى بر سر راه توسعه اين کشورها پديد آوردند.
فرار مغزها به عنوان يک آسيب اجتماعى مختص کشورهاى جهان سوم ، بيش از يکربع قرن است که جوانان ايرانى را به دام خود گرفتار کرده است .
اين عارضه که از منظر آسيب شناسان به نوعى استثمار شدگى کشورهاى جهان سوم ، توسط کشورهاى توسعه يافته محسوب مىشود به عنوان مخربترين بحران اجتماعى شناخته و تعريف شده است .
از ميان کشورهايى که به دليل در اختيارگذاشتن امکانات پژوهشى و رفاهى به صاحبان انديشه بيشترين نخبگان ايرانى را به خود جذب کرده اند، آمريکا و کانادا به ترتيب رتبه اول و دوم را به خود اختصاص داده اند.
تحقيقات يک پژوهشگر ايرانى که در دانشگاه MIT آمريکا تدريس مىکرد ، نشان مىدهد که بيش از۴۵ درصد از ايرانيان مقيم کشور آمريکا داراى مدارک تخصصى يا فوق تخصصى هستند.
تحقيقات ديگرى که در سطح دانشگاه هاى معتبر ايران انجام شده نشان داده است که به طور متوسط از هر۱۸ نفرى که از سوى دانشگاه براى کسب تخصص به کشورهاى توسعه يافته اعزام شده اند، تنها۳ نفر به ايران بازگشته اند.
نخستين بارى که اصطلاح فرار مغزها در دهه ۱۹۶۰ ميلادى مطرح شد، هيچ کس انتظار نداشت که جهان شاهد چنين سيل خروشان مهاجرت نخبگان و مغزها از کشورهاى در حال توسعه به سوى کشورهاى غربى باشد اما ورق هاى بعدى تاريخ اين را به باور همگان رسانيد...تا امروز که ديگر نمىتوان جلودار اين معضل و فرار سرمايه هاى انسانى شد.
عوامل متعددى در بسترسازى براى فرار مغزها موثر است که مىتوان به سطح فرهنگ ، تحصيلات ، رضايت والدين ، نبود پيشرفت اجتماعى از نظر مالى و نبود تضمين شغلى و کمبود امکانات رفاهى اشاره کرد.
همچنين مىتوان گفت که نقش دافع هاى اجتماعى، امنيتى، سياسى و معنوى در زمينه فرار مغزها بيشتر از عوامل مادى و معيشتى است .
مساله فرار مغزها پديده بسيار پيچيده اى است که مساله مهاجرت نخبگان ، فرار مغزها و شکار مغزها را شامل مىشود و هر کدام اين موارد مکانيزمها و سازوکارهاى مختلفى دارد.
بايد با سياست گذارى هاى سنجيده و ارزش گذارى جديد تلاش شود که دانشگاهها و دانشگاهيان از يک منزلت و جايگاه حقيقى و بسيار بالاترى در کشور برخوردار باشند.
"اگر امنيت براى سرمايه گذاران فراهم شود، سرمايه ها و مغزها از کشور فرار نمىکنند."
فرار مغزها که در حقيقت از کشورهاى پيرامونى به سمت کشورهاى مرکز انجام مىشود باعث رکود سرمايه گذارى هاى آموزشى در اين کشورها مىشود.
معاون پژوهشى وزارت علوم ، تحقيقات و فناورى گفت : همه کشورها با معضل فرار مغزها درگير هستند اما تنها کشورى که اين معضل در آن وجود ندارد آمريکاست .
"رضا منصورى" در اين گفت و گو افزود : اما ابعاد معضل فرار مغزها در کشورهاى مختلف متفاوت است و در همه جا اين پديده نامطلوب تلقى مىشود.
وى اظهار داشت : اما برخى در کشور ما اين پديده را با مهاجرت برابر دانسته اند و آنرا موضوعى نامطلوب عنوان نکرده اند.
وى علت اصلى بسترسازى براى فرار مغزها را نيافتن زمينه مناسب توسط نخبگان براى پرورش استعدادها و شکوفايى توانايىهاى خود ذکر کرد.
منصورى تاکيد کرد : چنين افرادى به دنبال محيطى براى شکوفايى استعداد هاى خودشان هستند و عمده دليل فرار مغزها در ايران اين است که چنين محيطى پيدا نمىکنند و محيط براى رشدشان تنگ است ، اين افراد جايى مىروند که امکان تحقق ايده ها و خلاقيت هايشان باشد.
وى تصريح کرد : از دلايل ديگر فرار مغزها به ويژه در کشور ما مىتوان به مشکلات رفاهى، آموزشى و خانواده اشاره کرد.
وى با اشاره براينکه سالانه تعداد زيادى از افرادى که در المپياد رتبه آورده اند کشور را ترک مىکنند، افزود : علت اصلى اين موضوع بسيار واضح است و آن اين است که در کشور ما کمترين کار براى امکان رشد نخبه ها در عالى ترين سطح انجام شده است .
وى تاکيد کرد : درصد بسيار زيادى از بهترين دانشجويان کشور را ترک مى کنند و ديگر باز نمىگردند و در اين دنياى پيچيده کشورى مانند ايران براى اداره خود نياز به اين افراد دارد و متاسفانه بايد گفت مهمترين نياز مان که نقش حياتى براى کشور دارد را از دست مىدهيم .

آثار و پيامدهاى حاصل از فرار مغزها مهاجرت بدون بازگشت...
معضل فرار مغزها Brian Dram چندى است كه به يكى از بحث هايى تبديل شده كه درباره آن سخن فراوان مى رود. تقريباً همه صاحب نظران از پديده فرار مغزها ابراز نگرانى كرده اند و اثرات آن را زيانبار و تاسف آور خوانده اند و از سياستگزاران و قانونگذاران دعوت كرده اند تا به اتخاذ سياست ها و اجراى برنامه هاى مختلف به جلوگيرى از ادامه اين روند بپردازند.
• پيشينه تاريخى فرار مغزها
با مراجعه به تاريخ مى توان دريافت كه مسئله جابه جايى و فرار مغزها و نخبگان از يك جامعه به جامعه ديگر كم وبيش در همه ادوار تاريخ وجود داشته است شايد ابتدايى ترين شكل فرار مغزها را بتوان به اين صورت تصور كرد كه در هر عصر و در هر سرزمين وقتى قومى يا حكومتى به اوج اقتدار و پيشرفت و آبادانى مى رسيد هنرمندان، نخبگان و متخصصان ساير جوامع را به خود جذب مى كرد و اين مويد يك نكته روان شناختى است كه انسان فطرتاً راحت طلب است و هر كجا گذران زندگى او با آرامش و آسايش بيشترى ميسر گردد آنجا را به عنوان محل زندگى خود انتخاب خواهد كرد در طول تاريخ همواره انسان ها و ارباب فضل، دانش و معرفت، صنايع و هنر هر جا را مناسب تر و امن تر براى زندگى خود مى ديدند به عنوان محل شغل و در نتيجه سكونت خود انتخاب مى كردند با اين تفاوت كه اين نوع نقل و انتقالات و جابه جايى با پديده فرار مغزها به اصطلاح امروزى آن كاملاً تفاوت ماهوى داشت، به گونه اى كه آن را به عنوان مهاجرت قلمداد مى كردند در حالى كه پديده فرار مغزها امروزه در همه جوامع به عنوان نه يك معضل و مشكل بلكه بحران اجتماعى و فرهنگى مطرح است چرا كه مهاجرت نخبگان در گذشته تابع عرضه و تقاضا و محدود به احتياجات و نيازهاى جامعه مقصد بوده و از اين رو همواره شكل منطقى و طبيعى به خود مى گرفت و هرگز به عنوان يك معضل اجتماعى مطرح نبود اما به تدريج و با پيشرفت حيرت آور فناورى، برخى كشورها از سوى ديگر و در نتيجه پيشرفت فناورى در رشته هاى گوناگون علوم و فراهم بودن وسايل و ابزارهاى تحقيقى و پژوهشى و نيز آماده بودن شرايط زندگى و دستمزد مناسب در اين كشور ها موجب شد كه از افراد متخصص و ماهر فرهيخته و كارآزموده از سراسر جهان به اين كشور سرازير شوند و نوعى معضل اجتماعى و عدم تعادل ساختارى از لحاظ نيروهاى انسانى در كشورها را پديد آورند. پديده فرار مغزها در عصر حاضر برخلاف گذشته كه مهاجرت نيروهاى نخبه و متخصص امرى طبيعى و منطقى مى نمود و تابع عرضه و تقاضا بود امروز در بيشتر موارد نه كشورهاى مقصد و مهاجرپذير نياز به اين همه مهاجر دارند و نه كشورهاى مبدأ از وجود همه اين نيروها بى نيازند بلكه براساس يكى از آمارهاى منتشر شده با اين كه كشورهايى مثل هند و پاكستان از نظر پزشك در مضيقه به سر مى برند پزشكان آنها كه در انگلستان هستند ۴۴ الى ۴۵ درصد جامعه پزشكى اين كشور را تشكيل مى دهند.
دانشجویان آمریکایی از طریق برنامه آموزشی جدید تحت حمایت ناسا این فرصت را خواهند داشت تا در دانشگاه مارتین درباره سفرهای فضایی و دانش فضایی اطلاعاتی بیاموزند.
به گزارش خبرگزاری مهر، در پی این برنامه، آکادمی فضایی، مهندسی، علوم و ریاضیات ناسا روز شنبه توسط مقامات رسمی دانشگاه مارتین در ایالت ایندیانا افتتاح شد. به گفته "دارلن واکر" سخنگوی ناسا تا به امروز 15 آکادمی علمی آموزشی توسط ناسا تاسیس شه که آکادمی دانشگاه مارتین در ایندیاناپلیس اولین آکادمی این سازمان در ایالت ایندیانا است. واکر گفت: ما خواستاریم دانشجویان در مباحث ریاضی و علمی نگاهی منتقدانه داشته باشند و در نظر داریم برای آنها فرصتهای شغلی فراهم کنیم. از گروه های مورد هدف این برنامه دانش آموزان تنگدست و یا اقلیت های نژادی است. وی افزود: این پروژه از سال 1993 تا کنون 59 هزار دانش آموز را جذب خود کرده است. این برنامه قصد دارد تا فرصت و تمایل ادامه دادن فعالیتهای حرفه ای را برای دانش آموزان و دانشجویان به وجود آورد. بر اساس گزارش یو اس ای تودی، این پروژه تا کنون کمک هزینه 500 هزار دلاری را برای ساخت آزمایشگاهی در ساختمان ایندیاناپلیس دریافت کرده و در عین حال وزارت آموزش ایندیانا نیز برای کمک به این پروژه 400 هزار دلار اهدا کرده است. برخی از شرکتهای صاحب نام مانند شرکت نفتی لوکاس و رولز رویس هم مبالغی برای کمک به این پروژه پرداخت کرده اند.
|
|