تبليغاتX
Brain Drain فرار مغزها
 
Brain Drain فرار مغزها
 
 
 


      


به نظر شما اين دانشجويان نخبه كه در سال 80 نفرات تك رقمي كنكور در ايران بودند الان كجان؟؟؟؟؟

كجاي اين مملكت زندگي مي كنند و چه سمتي دارند ؟؟؟؟

در يك جستجو نتايج زير بدست اومد !!!

شايد اشتباهي شده ... ولي اگه درست باشه اين سئوال پيش مياد كه چرا اينها ايران نموندن ؟؟؟؟؟

چرا رفتن ؟؟؟؟؟  چرا ؟؟؟؟



ندا ناطق (نفر اول رشته ریاضی): استانفورد، آمریکا

اشکان برنا (نفر دوم رشته ریاضی): برکلی کالیفرنیا، آمریکا

احسان شفیعی پور‌فرد (نفر سوم رشته ریاضی): ایلینویز، آمریکا

محمد فلاحی سیچانی (نفر اول رشته تجربی): میشیگان، آمریکا

محمد امین خلیفه سلطانی (نفر دوم رشته تجربی): معلوم نيست كجاست

پیمان حبیب اللهی (نفر سوم رشته تجربی): هاروارد، آمریکا

محمدرضا جلایی‌پور (نفر اول رشته انسانی): ؟؟؟؟؟؟؟


 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389ساعت 15:45  توسط  Atabak  | 
 

    

 

 
 
o      گروهي از  طرفدار استعمال كلمه فرار صلاحيت‌ها مي‌باشند
       و بعضي ديگر اصطلاح ((مهاجرت مغزها ))را پيشنهاد مي‌كنند.
 
o    مفاهيم و اصطلاحاتي نظير «مهاجرت صلاحيت‌ها» ،
       «شكار مغزها»، «ربودن استعدادها» را در  زبانهاي مختلف
        به كار مي‌برند.
 
o    عبارت ديگري كه در اين مورد به كار مي‌رود
       «مهاجرت نيروهاي متخصص»
      (Migration of Talent) است .
 
 
 |+| نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 17:7  توسط  Atabak  | 
 

 

     

بر اساس صندوق بين المللي پول سالانه بيش از 150 هزار نفر تحصيل كرده از ايران خارج مي شوند . طي سال 79 روزانه به طور متوسط  15 نفر با درجه ي كار شناسي  ارشد و 3/2 نفر با درجه ي دكترا جلاي وطن كرده اند  در سال  78  ،  5475  كارشناس ايران را ترك كرده اند  همچنين در 6 ماهه ي اول  سال 78  ، 1664  نفر از افراد داراي  تحصيلات علوم پزشكي  براي خروج از كشور اقدام كردند  .

 از مجموع 4300  نفر دانشجو  كه براي  ادامه ي تحصيل در سالهاي  64 تا72 به خارج از كشور رفته اند  12% هنوز به كشور باز نگشته اند  همين طور از سال 69 تا  77  ، تعداد  151  نفر عضو هيئت علمي دانشگاههاي كشوراز كشور خارج شده و باز نگشته اند .  تعداد كل اساتيد  دانشگاههاي ايران  1500 نفر است  در حالي كه ايرانياني كه در خارج كشور صاحب كرسي اند« با درجه ي پروفسوري »400 نفر مي باشند . 92 %  دارندگان مدال المپياد هاي جهاني  طي دو دهه ي اخير  به خارج از كشور رفته اند  .  155 هزار نفر   ايراني با تحصيل ممتاز  به امريكا مهاجرت كرده اند .

 صر فه جويي امريكا در هزينه هاي اموزشي از اين بابت  10ميليارد  و  500 ميليون دلار  بوده است . در حالي كه ايران از بابت  مهاجرت مغز ها 38 ميليارد  دلار متضرر  شده است   .  آمارها ي ارائه شده  در ذهن ما اين سوال را ايجاد كرده است  كه چه عواملي در بروز  اين آسيب اجتماعي  دخالت داشته است  ؟

 عدم توجه مسئولين وقت و  عدم قائل شدن ارزش كافي و لازم براي علم و جامعه علمي كشور ، در گير بودن ذهني آنها به مسائل مقتضي زمان از جمله جنگ و سازندگي آنها را از توجه به آينده كشور و رشد علمي صنعتي كشور باز داشت تا اينكه در چند سال اخير بدليل تحولاتي  كه درطبقه حاكم بر ايران بوجود آمده است ؛ چينش سه قوه به لحاظ فكري ، وجود سازمانها از قبيل سازمان ملي جوانان ، بر سر كار آمدن وزيران و نمايندگان از طبقه دانشگاهي و علمي كشور اين زنگ خطررا براي كساني كه چشم و گوش خود را بر روي بعضي مسائل بسته بودند به صدا در آ ورد .

 به اميد روزي كه بتوانيم كاري بكنيم كه اين باتلاق هايي كه با دست خود ايجاد كرده ايم ما را بيشتر به اعماق فرو نبرد .

 

 |+| نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 17:4  توسط  Atabak  | 
 

علل اصلي كشش متخصصان با قصد عزيمت

 

 

  • رفاه اقتصادي

  • وجود امكانات براي ادامه تحصيل

  • وجود فرصتهاي شغلي و عدم تبعيض در استخدام

  • آزادي سياسي و اجتماعي

  • مهاجرت و تشويق اقوام و دوستان

 

 

 |+| نوشته شده در  شنبه سوم اردیبهشت 1390ساعت 23:50  توسط  Atabak  | 
 

 

    

 
  •      مهاجرت (Immigration) عبارت‌است از جابه‌جایی مردم از مکانی به مکانی دیگر به منظور    کار یا زندگی. مردم معمولا به دلیل دور شدن از شرایط یا عوامل نامساعد دورکننده‌ای مانند فقر، کمبود غذا، بلایای طبیعی، جنگ، بیکاری و کمبود امنیت مهاجرت می‌کنند. دلیل دوم می‌تواند شرایط و عوامل مساعد جذب کننده مانند امکانات بهداشتی بیشتر، آموزش بهتر، درآمد بیشتر و مسکن بهتر در مقصد مهاجرت باشد.
 
  •     به پدیده مهاجرت گسترده تحصیل‌کردگان، دانشگاهیان و دانشمندان یک کشور یا جامعه به کشورهای دیگر، اصطلاحاً فرار مغزها گفته می‌شود.
 
  •   به مهاجرت متخصصان برجسته و كليه افرادي كه داراي تحصيلات عاليه
 
     هستند فرار مغزها گفته مي شود.
 
  •    حتي در ديدي وسيع تر مهاجرت افراد و نيروهاي ماهر صاحب فن  و
 
      متخصصان معمولي را نيز مي توان درجرگه فرار مغزها ناميد.

 


 |+| نوشته شده در  شنبه سوم اردیبهشت 1390ساعت 23:45  توسط  Atabak  | 
 

شرايط سني و تحصيلي متخصصين مقيم و عازم به خارج از كشور
 
      
 
  • به لحاظ سني، جامعه متخصصان عازم به خارج از كشور جوانتر مي باشد. در جامعه متخصصان مقيم خارج از كشور 40 درصد افراد در فاصله سني 40-31 سال قرار دارند . اما در ميان متخصصان عازم به خارج اين نسبت 35 درصد است . علاوه بر اين جمعيت 30سال به بالا در ايرانيان مقيم خارج 80 درصد است اما در ميان عازمين 72 درصد مي باشد.

 

  • سطح تحصيلي متخصصان مقيم خارج از كشور بسيار بيشتر از آنهايي است كه قصد عزيمت دارند. 50 درصد گروه اول مدرك دكتري دارند . حال آنكه در گروه دوم صرفا 5 درصد مدرك دكتري اخذ كرده اند. نسبت سطح كارشناسي ارشد ميان آنها تقريبا برابر است.
 
 
 |+| نوشته شده در  شنبه سوم اردیبهشت 1390ساعت 23:44  توسط  Atabak  | 
 

 

علل سرخوردگي تحصيلكردگان ومهاجرت آنها به خارج كشور

    

  •  فساد اداري ، پارتي بازي ، نبود نظام شايسته سالاري
  • جايگزيني روابط به جاي تخصص ونبود اميد به پيشرفت و ترقي براساس نبوغ وتخصص
  • وجود سياستها، قوانين و برنامه هاي غلط در بسياري از شئون ، عدم دلسوزي برخي دولتمردان ومديران كشور ونبود اهتمام جدي براي تصحيح اشتباهات مديران
  • افزايش فاصله طبقاتي ، ظهور طبقه نوسرمايه داران وابسته به مديران نظام و آقازاده ها وبه تبع آن احساس تكرار اين مشكل كه در قبل از انقلاب نيز سابقه داشت .
  •   عقب ماندگي قوانين اقتصادي، كار ، تجارت ، چك ، بيمه، بانك و تجارت الكترونيك
  • وجود ثروتهاي بادآورده واحساس حيف و ميل و غارت اموال عمومي
  • احساس ناامني سياسي ، وجود تنشهاي فراوان ميان مديران و نهادهاي نظام كه تشويش ذهني و نهادينه نشدن رقابت سياسي سالم را به دنبال دارد
  • دخالت نداشتن مردم در امور مربوط به خود و فاصله گرفتن مديران از خوي مردم سالاري

 

 
 
 |+| نوشته شده در  شنبه سوم اردیبهشت 1390ساعت 23:44  توسط  Atabak  | 
 

عوامل جاذب نخبگان
 
  •  پیوند اصیل خانوادگی، انسجام اجتماعی، حفظ بافت و انسجام خانوادگی.
  •  عضویت در گروه‏های دینی، ملی، نژادی و سیاسی داخلی.
  •  ازدواج و اشتغال و وجود شغل مناسب با حرفه فرد در داخل.
  •  آموزش متناسب با نیازها در كشور مبدأ و استفاده از مهارت فنی و دانش و تخصص افراد.
  •  ثبات و تعادل ساختاری، امنیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و فقدان ناامنی‏های اجتماعی.
  •  فضای باز سیاسی اجتماعی، فرهنگی و امكان مشاركت اجتماعی و ثبات اقتصادی و... .

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه دوم فروردین 1390ساعت 3:36  توسط  Atabak  | 
 

علل اصلي كششي متخصصان مقيم خارج از كشور

 

 

 

 o فرصت ادامه تحصيل  

 o رفاه اجتماعي 
 o تعادل هزينه و درآمد 
 o وجود فرصتهاي شغلي و توجه به مهارت و شايستگي 
 o سيستم آموزشي كارآمد 
 o رفاه اقتصادي
 o وجود امكانات براي ادامه تحصيل
 o وجود فرصتهاي شغلي و عدم تبعيض در استخدام
 o آزادي سياسي و اجتماعي
 o مهاجرت و تشويق اقوام و دوستان
 
 
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اسفند 1389ساعت 15:44  توسط  Atabak  | 
 

 

      

 

موانع و محدوديتهاي موجود در اجراي تحقيق فرار مغزها

 

  • فقر اسناد نظري، تجربي و روشي موضوع در مراكز اسناد و اطلاعات كشور.
  • فقر اطلاعات موردنياز پيرامون وضعيت كمي و كيفي ايرانيان متخصص مهاجر در خارج از كشور .
    • عدم كارايي دستگاهها و سازمانهاي متولي بررسي پديده خروج متخصصان از كشور .
    • ضعف رويكرد پژوهشي در پديده خروج نيروهاي متخصص از كشور .

     

    آسيب هاي  فرار مغزها در يك كشور در حال توسعه

     

    • خالي شدن كشور از نخبه ها و مخترعين .
    •  عقب افتادگي كشور از لحاظ علم .فن .فناوري .صنعت جديد.
    •  خروج  ژن هاي نخبه و تكثير ژنها در كشورهاي ميزبان .
    •  فقير شدن كشور و وابسته تر شدن به جوامع پيشرفته .
    •  افزايش بيكاري در كشور.
    •  كاهش نيروهاي علمي ،فكري ،فرهنگي و واگذار كردن امور مهم كشوربه افراد با توانايي  كمتر و پائين تر .

     

     

     |+| نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم دی 1389ساعت 1:36  توسط  Atabak  | 
     

     

       

     

    عوامل موثر در بوجود آمدن فرار مغزها

     

        عامل  داخلی 

       عامل خارجی 


     

    عامل  داخلی

    • فراهم بودن وسایل و ابزار تحقیق و پژوهش در برخی

          كشورها .

    • كیفیت و سطح زندگی از لحاظ امكانات رفاهی،

    • در نظر گرفتن تسهیلات ویژه‏ای برای محققان ومتخصصان

          و نیروهای نخبه علمی در كشورهای پیشرفته.

     

    عامل خارجی

    • صلب آزادي تفكر وبيان .
    • نداشتن  امنيت شغلي  و تامين اجتماعي .
    • نداشتن امكانات آموزشي و علمي مناسب و پيشرفته .
    • فرصت شغلي محدود و تبعيض در استخدام .
    • عدم امكانات ثبت اختراعات .
    • فرهنگ كاري نا كارآمد .
    • عدم تعادل درآمد و هزينه .
    • نبود آزادي فردي اجتماعي و مسائل طبقاتي .
    • بي عدالتي، بي قانوني و پارتي بازي .

     

     |+| نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم آبان 1389ساعت 1:59  توسط  Atabak  | 
     

     

       

     

    وزیر علوم گفت: موضوع مهاجرت نخبگان و فرار مغزها جنجال رسانه‌ای بوده و مطابق با واقعیت‌های موجود کشور نیست. 

    کامران دانشجو در جلسه اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی این استان گفت: موضوع مهاجرت نخبگان و فرار مغزها جنجال رسانه‌ای بوده و مطابق با واقعیت‌های موجود کشور نیست و مطرح کردن این موضوع، توهین به مجموعه‌های داخلی است. 

    وزیر علوم ادامه داد: اگر موضوع فرار مغزها و مهاجرت نخبگان صحت دارد، پس پیشرفت فعلی کشور محصول کار، فکر و اندیشه چه کسانی است؟ ما باید قدردان همه دانشگاهیانی باشیم که به عنوان افراد عالم و نخبه در این کشور به تولید علم پرداخته و جوانان مستعد را برای آبادانی کشور پرورش می‌دهند. 

    وی در بخش دیگری از سخنرانی خود در جمع دانشگاهیان اردبیل، مطرح کردن فرار مغزها را جوسازی و بر اساس جهالت و یا غرض‌ورزی توصیف کرد و با بیان اینکه هم‌اکنون ۸۰ هزار نفر دانشجوی ایرانی در خارج از کشور تحصیل می‌کنند، اظهار کرد: ۸۰ درصد این‌ها در مقطع کارشناسی و در کشورهایی مشغول به تحصیل هستند که از مرتبه علمی پایین‌تری نسبت به ایران برخوردارند. 

    دانشجو در ادامه افزود: در سال‌های پس از انقلاب ۱۲ هزار و ۵۰۰ نفر به عنوان بورسیه به کشورهای خارجی برای تحصیل اعزام شده اند که تنها ۴۰۰ نفر از آنها به کشور باز نگشته‌اند و ما بقی که از نخبگان ایران محسوب می‌شوند به کشور بازگشته و به تدریس و کارهای علمی و پژوهشی مشغول هستند.
     

     

     

     |+| نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 23:57  توسط  Atabak  | 
     

     

      

     
         o   فرار مغزها يعني استثمار کشورهاى جهان سوم ،
           توسط کشورهاى توسعه يافته محسوب مى‌شود كه به
          عنوان مخرب ترين بحران اجتماعى شناخته و تعريف
           شده است.

      

     

    در فرار مغزها دو عامل مهم  نقش اساسی را بازی میکنند:


    1-عوامل دفعی،مانند دیکتاتوری در جامعه و همچنین عدم امنیت شغلی و سرمایه گذاری
    2-عوامل جذبی دیگر کشورها ،مانند پیشرفت ،آزادی و دمکراسی

    "فرار مغزها" (brain drain) پدیده کهنى است که از دیرباز تاکنون به گونه هاى وسیع و چشمگیرى در کشورهاى جهان سوم دیده مى‌شود. از این رهگذر در این کشورها صدمات جبران ناپذیرى در بخش هاى اقتصادى،اجتماعى و فرهنگى و تمام ابعاد مختلف جامعه وارد مى‌شود که شاید جبران آن یکى از دشوارترین کارها براى این قبیل کشورها باشد. ادبیات مربوط به پدیده فرار مغزها از کانادا و کشورهاى اتحادیه اروپا نخستین بار در اوایل دهه ۱۹۶۰ میلادى در جهان مطرح شد و این پدیده به عنوان یک آسیب اجتماعى از دهه چهل در ایران آغاز شد. یعنى زمانى که کشورهاى اروپایى بازسازى خرابىهاى پس از جنگ را آغاز کردند و در پى فرایند صنعتى شدن با احساس نیاز به متخصصین و نخبگان در این زمینه به جذب نخبگان و متخصصین از کشورهاى جهان سوم پرداختند و اینگونه بود که مانع دیگرى بر سر راه توسعه این کشورها پدید آوردند. فرار مغزها به عنوان یک آسیب اجتماعى مختص کشورهاى جهان سوم ، بیش از یکربع قرن است که جوانان ایرانى را نیز به دام خود گرفتار کرده است . این عارضه که از منظر آسیب شناسان به نوعى استثمار شدگى کشورهاى جهان سوم ، توسط کشورهاى توسعه یافته محسوب مى‌شود به عنوان مخربترین بحران اجتماعى شناخته و تعریف شده است . از میان کشورهایى که به دلیل در اختیارگذاشتن امکانات پژوهشى و رفاهى به صاحبان اندیشه بیشترین نخبگان ایرانى را به خود جذب کرده اند، آمریکا و کانادا به ترتیب رتبه اول و دوم را به خود اختصاص داده اند.

     تحقیقات یک پژوهشگر ایرانى که در دانشگاه MIT آمریکا تدریس مى‌کرد ، نشان مى‌دهد که بیش از۴۵ درصد از ایرانیان مقیم کشور آمریکا داراى مدارک تخصصى یا فوق تخصصى هستند.

    تحقیقات دیگرى که در سطح دانشگاه هاى معتبر ایران انجام شده نشان داده است که به طور متوسط از هر۱۸ نفرى که از سوى دانشگاه براى کسب تخصص به کشورهاى توسعه یافته اعزام شده اند، تنها۳ نفر به ایران بازگشته اند. نخستین بارى که اصطلاح فرار مغزها در دهه ۱۹۶۰ میلادى مطرح شد، هیچ کس انتظار نداشت که جهان شاهد چنین سیل خروشان مهاجرت نخبگان و مغزها از کشورهاى در حال توسعه به سوى کشورهاى غربى باشد اما ورق هاى بعدى تاریخ این را به باور همگان رسانید...تا امروز که دیگر نمىتوان جلودار این معضل و فرار سرمایه هاى انسانى شد. عوامل متعددى در بسترسازى براى فرار مغزها موثر است که میتوان به سطح فرهنگ ، تحصیلات ، رضایت والدین ، نبود پیشرفت اجتماعى از نظر مالى و نبود تضمین شغلى و کمبود امکانات رفاهى اشاره کرد. همچنین میتوان گفت که نقش دافع هاى اجتماعى، امنیتى، سیاسى و معنوى در زمینه فرار مغزها بیشتر از عوامل مادى و معیشتى است . مساله فرار مغزها پدیده بسیار پیچیده اى است که مساله مهاجرت نخبگان ، فرار مغزها و شکار مغزها را شامل میشود و هر کدام این موارد مکانیزمها و سازوکارهاى مختلفى دارد. باید با سیاست گذارى هاى سنجیده و ارزش گذارى جدید تلاش شود که دانشگاهها و دانشگاهیان از یک منزلت و جایگاه حقیقى و بسیار بالاترى در کشور برخوردار باشند.

     |+| نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 11:22  توسط  Atabak  | 
     

     

      

     

    آیا وطن پرستی یکی از ادعاهای ما ایرانیان نبوده است؟
    آمار فرار سرمایه٬ نیروی کار و متخصص ایرانی به خارج از کشور فاجعه ای است بسیار بزرگتر از آنچه تصورش را میکنیم. فرار مغزها به استرالیا و کانادا٬ فرار نیرو به اروپا و آسیای شرقی و بدتر از همه فرار سرمایه ایرانیان به امارات و آمریکای شمالی.


    این یعنی به زیر آب رفتن زندگی و اقتصاد ایرانی!

     |+| نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 11:2  توسط  Atabak  | 

     

         

     

    احمدی‌نژاد: فرار مغزها نداریم...

     

    آفتاب: «محمود احمدی‌نژاد» رئیس‌جمهور روز یک‌شنبه در جمع نخبگان و تجار ایرانی مقیم امارات، تعبیر فرار مغزها از ایران را تعبیری «غلط» دانست و اعلام کرد که دولت نهم «از سفر ایرانی‌ها به همه جای دنیا حمایت می‌کند»! احمدی‌نژاد همچنین بدون اشاره به فرار سرمایه‌های ایرانی به دبی تاکید کرد که او پیشرفت امارات متحده عربی را پیشرفت ایران و پیشرفت ایران را پیشرفت امارات می‌داند. 

    این اظهارات دکتر احمدی‌نژاد و تاکید او بر این که فرار مغزها تعبیر غلطی است، در شرایطی صورت می‌گیرد که بنا بر آمارهای موجود، بخش عظیمی از سرمایه‌هایی که منجر به توسعه سریع امارات متحده عربی گشته توسط ایرانیانی فراهم شده که به دلیل ناامنی اقتصادی، قوانین دست و پاگیر اقتصادی یا دلایل دیگر سرمایه‌گذاری در کشوری به غیر از ایران را ترجیح می‌دهند. این سرمایه در برآوردهای اغراق‌آمیز گاه تا حدود 200 میلیارد دلار و حداقل 35 میلیارد دلار تخمین زده شده است. انتقاد رئیس‌جمهور از «تعبیر فرار مغزها» همچنین در شرایطی است که سالانه بين 150 تا 180 هزار نفر از ايرانيان تحصيلكرده برای خروج از ايران اقدام می‌كنند و طبق آمار صندوق بين المللی پول، ايران از نظر فرار مغزها در بين 91 كشور در حال توسعه و توسعه نيافته جهان در مقام نخست قرار دارد.

    به گزارش دفتر امور رسانه‌های رياست جمهوری، احمدی‌نژاد در جمع نخبگان و تجار ایرانی مقیم امارات، تعبیر فرار مغزها از ایران را تعبیری «غلط» دانست و گفت: برخی‌ها با تعبیر غلط از عنوان فرار مغزها استفاده می‌کنند. ما فرار مغز نداریم زیرا می‌بینیم بسیاری از ارزش‌های فرهنگی ملت‌های شرق آسیا حاصل سفر ایرانی‌هاست ولی دوست داریم هر ایرانی هر توانمندی‌ای که دارد در داخل مرزهای ایران صرف کند.

    رئیس‌جمهور با اشاره این که «ما از سفر ایرانی‌ها به همه جای دنیا حمایت می‌کنیم» یادآور شد: ایرانیان هر جا باشند منشاء خیر و برکت و پیشرفت هستند، ما پیشرفت امارات را پیشرفت خودمان و پیشرفت خود را پیشرفت امارات می دانیم. 

    وی با بیان اینکه عشق ایرانی‌ها به ایران یک عشق الهی است و عزت و پیشرفت ایران دغدغه همه ایرانی‌هاست گفت: رمز پایداری یک ملت، فرهنگ، اعتقادات و ویژگی‌های انسانی آن ملت است زیرا آثار ظاهری و مادی یک تمدن از بین می‌رود اما اصالت‌ها و ویژگی‌های یک ملت در خون آن ملت جاری است و همواره ثمر می‌دهد.

    رئیس‌جمهور ایران را سرزمینی بزرگ با تاریخی چند هزار ساله خواند و گفت: کشور ما در طول چند هزار سال گذشته فراز و نشیب‌های زیادی را پشت سر گذاشته است اما ملت ایران زنده و سرافراز و پر نشاط تاریخ را رقم زده و در عرصه‌های گوناگون پرچمداری بشر را به سمت قله‌های انسانی و تعالی بر عهده گرفته است.

    وی افزود: ایران امروز با همه سوابق در دستان من و شماست و استعدادهای مادی ایران غیر قابل شمارش است، هوش، خلاقیت، ابتکار ، اعتماد به نفس و مقاومت ایرانی‌ها مثال زدنی است.

    رئیس جمهوردر ادامه سخنان خود با بیان اینکه ماموریت بزرگ امروز ما این است که در ایران پایه‌های یک تمدن متعالی، انسان ساز و یگانه‌پرست را بنا بگذاریم گفت: ما باید ایران را بسازیم و ایران پیشرفته بدون تردید بهترین الگو برای همه ملتهاست.

    رئیس‌جمهور خاطرنشان کرد: دنیای مادی امروز به دروغ پرچم سعادت آفرینی برای انسان‌ها را برافراشته اما به پایان خط رسیده است. دنیای آنها پر از کینه‌ورزی ، تجاوز و خودخواهی است و حاکمانشان برای پرکردن جیب‌ها دست به کشتار انسانها می‌زنند. 

    وی، فقر ، فساد و تبعیض را پایان اندیشه‌های مادی غرب خواند و گفت: امروز دنیا از وضع موجود به شدت خسته شده و بدنبال الگوی جدیدی می‌گردد و تنها جایی که می‌تواند این الگو را در مقابل جهانیان قرار دهد ایران است و این یک احساس مسئولیت است.

    احمدی نژاد در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اجرایی شدن سیاست‌های اصل 44 قانون اساسی گفت: ایران باید به سرعت به قدرت اول منطقه در بخش اقتصادی تبدیل شود و ابلاغ سیاست های اصل 44 قانون اساسی آغاز یک تحول عظیم در کشور است.

    رئیس قوه مجریه کشورمان تصریح کرد: دولت تصمیم دارد صنایع و بنگاههای اقتصادی را که در اختیار دارد از طریق بورس واگذار کند و راه برای همگان برای حضور در عرصه های اقتصادی باز است.

    وی افزود: ایرانیان هر جا باشند منشاء خیر و برکت و پیشرفت هستند و ما پیشرفت امارات را پیشرفت خودمان و پیشرفت خود را پیشرفت امارات می دانیم.

    احمدی نژاد همچنین با اشاره به سفر ایرانیان به کشورهای دیگر گفت: ما از سفر ایرانی‌ها به همه جای دنیا حمایت می‌کنیم اما برخی‌ها با تعبیر غلط از عنوان «فرار مغزها» استفاده می‌کنند. ما فرار مغز نداریم زیرا می‌بینیم بسیاری از ارزش‌های فرهنگی ملت‌های شرق آسیا حاصل سفر ایرانی‌هاست ولی دوست داریم هر ایرانی هر توانمندی‌ای که دارد در داخل مرزهای ایران صرف کند.

     |+| نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 15:36  توسط  Atabak  | 

     

     

     

     

     

       

     

     

    درباره موضوع فرارمغزها هرازگاهي مطبوعات به تناوب مطالبي را منتشر مي كنند ومسؤولان نير هرچندگاه صحبتي از آن به ميان مي آورند. فرارمغزها اكنون ديگر نه تنها بحثي ناآشنا نيست بلكه بخاطر بستر و زمينه هاي تشديدكننده آن ، نزد مردم جنبه هاي فكاهي نيز پيدا كرده است . از عطش برخي والدين براي تبديل فرزندانشان به «مغز» به ضرب و زور كلاسها و معلمان متعدد و آموزشهاي سنگين وفشرده به اميد فرستادن آنها به كشورهاي مرفه جاذب مغزها كه بگذريم ، نامه هاي خوانندگان روزنامه با اشاره به تبعات متعدد بي توجهي به مغزها و فراري دادن آنها از كشور، پراست از مطالبي درباره اهميت اين سرمايه هاي كشور، راههاي جلوگيري از فرار مغزها و بالاخره بي مهري هايي كه درحق شان مي شود.


    دراين نامه ها دونكته بيش از موضوعات ديگر مربوط به فرارمغزها به چشم مي خورد: ۱ ـ تحقق نيافتن شايسته سالاري ۲ـ ضعف مديريت . اما درعين حال دراين نامه ها عوامل متعدد اقتصادي ، سياسي ، اجتماعي زمينه ساز فرارمغزها برشمرده شده است.


    دكتر پدرام سلطاني در نامه اي كه به روزنامه فكس كرده اين عوامل را موجب سرخوردگي تحصيلكردگان ونهايتاً مهاجرت آنها به خارج معرفي كرده است:


    ـ فساد اداري ، پارتي بازي ، نبود نظام شايسته سالاري
    ـ جايگزيني روابط به جاي تخصص ونبود اميد به پيشرفت و ترقي براساس نبوغ وتخصص
    ـ وجود سياستها، قوانين و برنامه هاي غلط در بسياري از شئون ، عدم دلسوزي برخي دولتمردان ومديران كشور ونبود اهتمام جدي براي تصحيح اشتباهات مديران
    ـ افزايش فاصله طبقاتي ، ظهور طبقه نوسرمايه داران وابسته به مديران نظام و آقازاده ها وبه تبع آن احساس تكرار اين مشكل كه در قبل از انقلاب نيز سابقه داشت .
    ـ عقب ماندگي قوانين اقتصادي، كار ، تجارت ، چك ، بيمه، بانك و تجارت الكترونيك
    ـ وجود ثروتهاي بادآورده واحساس حيف و ميل و غارت اموال عمومي
    ـ احساس ناامني سياسي ، وجود تنشهاي فراوان ميان مديران و نهادهاي نظام كه تشويش ذهني و نهادينه نشدن رقابت سياسي سالم را به دنبال دارد
    ـ دخالت نداشتن مردم در امور مربوط به خود و فاصله گرفتن مديران از خوي مردم سالاري


    درنامه اين خواننده روزنامه نكات متعددي به عنوان عوامل اجتماعي، فرهنگي زمينه ساز فرارمغزها مطرح شده است كه بطور خلاصه به برخي از آنها مي توان اشاره كرد: ترويج فرهنگ ظاهرسازي ، رياكاري و چاپلوسي ، از بين رفتن فرهنگ رعايت حقوق ديگران و مراعات خردسالان و سالمندان، رشد فرهنگ قلدرمآبي و بي توجهي به قانون، محدوديت توليدات فرهنگي ، رشدبي رويه و غيرمنطقي جمعيت بدون افزايش امكانات و تربيت فرهنگي ، ناكارآمدي نظام تأمين اجتماعي ، افزايش جرايمي مانند دزدي و قتل، نبود نشاط در جامعه و سخت گيري در مقابل بروز شادي و بالاخره نبود امكانات رفاهي معمولي در شهرهاي كوچك و روستاها و تشويق غيرمستقيم مردم به تخليه آنها و افزايش حرص تهران نشيني.
    دكتر سلطاني در ادامه نامه خود نوشته است : «صرف نظر از حساسيت بيشتر تحصيلكردگان نسبت به نقايص و كاستي ها فراموش نكنيم كه اين ناملايمات و برخورد مداوم با آن ناخودآگاه دراين قشر ايجاد دلزدگي و انزجار مي كند و در كنار جاذبه هاي مهاجرت، افرادي را كه توانايي هاي علمي و تخصصي دارند به آن سوي مرزها سوق مي دهد».
    در ادامه اين نامه نسبت به برخورد خاص مديران كشور با پديده فرارمغزها انتقاد شده است : «دلايل فرارمغزها را حتي عموم مردم نيز مي دانند اما هيچ مسؤولي به خود اجازه نمي دهد دراين باره به صراحت سخن بگويد . اكنون پاسخ مسؤولان به اين انتقادات بسيار تكراري است: نبود زيرساختهاي پژوهشي و بودجه كافي ، نبود جايگاه شغل و درآمد مناسب براي قشر نخبگان و… اما اگر عكس تمام برخوردهايي كه درايران با قشر تحصيلكرده مي شود در كشورهاي مهاجرپذير مشاهده مي شود ، اين مشكل ما است و اي كاش مسؤولان كشور سعه صدر لازم را داشتند كه بدون محافظه كاري و ترس از سلب مقام و موقعيت نسبت به رفع مشكلات نخبگان جامعه يا حداقل بيان آنها اقدام كنند ودر مرحله بالاتر وايده آلي جاي خود را به مغزها و نخبگان بدهند وببينند اين قشر چگونه كشور را نجات مي دهند.»
    درنامه ديگري ، جعفر ناظم الرعايا نوشته است : «دانش آموختگان ومغزها امكانات زيستي خود را با آنچه در جهان مي گذرد مقايسه مي كنند واين قياس در تصميم گيري براي مهاجرت وانتقال سرمايه ها به خارج بسيار مؤثر است .»
    وي در ادامه نامه خود خشونت، فشار و رفتارهاي دافعه آميز را موجب احساس عدم امنيت و آسايش واميد به بهبود اوضاع درآينده ذكر كرده ونوشته است : «ما نه مي توانيم جاذبه كشورهاي مهاجرپذير را خنثي كنيم و نه شناخت و درگيرشدن با باندها ، واسطه ها و آژانسهاي انتقال مغزها برايمان ممكن است و يگانه راه كنترل فرارمغزها ايجاد جاذبه لازم در خود كشور است كه آن هم با وجود سياستهاي تثبيت شده فعلي و فرهنگ ديوانسالاري ونبود شايسته سالاري عملاً ناممكن به نظر مي رسد.»
    درنامه ديگري آثار سو ءزندگي در كشورهاي ديگر با وجود تبليغات فراوان عليه ايران برشمرده شده است. دراين نامه نوشته شده : «ايرانيان مقيم خارج روز به روز بيشتر عزت نفس خود را از دست مي دهند و بسياري از ايشان در خارج از كشور مليت خود را پنهان مي كنند يا لااقل از اظهار آن احساس غرورنمي كنند، بگذريم ازاينكه به صرف ايراني بودن محدوديتهاي عديده اي براي اتباع ايران در بسياري از كشورها ايجاد شده است.»

     |+| نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1387ساعت 15:24  توسط  Atabak  | 
     

     

       

     

    خبرگزاری فرانسه طی گزارشی از تهران گفت ایران که دارای یکی از کارآمدترین قشر جوانان در بین کشورهای خاورمیانه است , مغزهای خود را با سرعتی هشداردهنده به خارج صادر می کند. نرخ رسمی بیکاری در بین تحصیل کرده های دانشگاهی در ایران تقریبا 16 درصد اعلام شده اما کارشناسان می گویند نرخ واقعی بسیار بالاتر از این است.

     

    خبرگزاری فرانسه شمار جوانان ایرانی تحصیل کرده ای را که همه ساله از جمهوری اسلامی می گریزند , 150 هزار نفر برآورد کرده است. یک فارغ التحصیل 25 ساله که رشته طراحی صنعتی را در دانشگاه به پایان برده می گوید واقعا اهمیتی ندارد که با چه معدلی لیسانس گرفته باشید. واقعیت اینست که در اینجا کار نیست.

    این خبرگزاری می افزاید از همین رو احتمال اینکه این جوان فارغ التحصیل 25 بجای ایستادن در صف رای دهندگان در انتخابات خردادماه در صف درخواست کنندگان ویزای ورود به یکی از کشورهای غربی بایستد , بسیار بیشتر است.

    خبرگزاری فرانسه می گوید با اینهمه اما نشانه هایی در دست است که جوانان ایرانی دیگر تردیدی ندارند که دگرگونی در افق ایران بچشم می خورد.

    ايران پرس نيوز

     |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 11:45  توسط  Atabak  | 
     
     
              
     
     
     
     
    «در ایران متاسفانه فرار سرمایه‌های انسانی همچنان ادامه دارد و اطلاعات موجود از مجامع بین‌المللی نشان می‌دهد سالانه بیش از 150 هزار نیروی فکری جامعه از کشور خارج می‌شود.»

    دکتر «محمدقلی یوسفی» رئیس مرکز تحقیقات اقتصاد ایران می‌گوید «در ایران متاسفانه فرار سرمایه‌های انسانی همچنان ادامه دارد و اطلاعات موجود از مجامع بین‌المللی نشان می‌دهد سالانه بیش از 150 هزار نیروی فکری جامعه از کشور خارج می‌شود.»

    این اظهارات پس از آن مطرح می‌شود که «محمود احمدی‌نژاد» روز یکشنبه در جمع نخبگان و تجار ایرانی مقیم امارات، تعبیر فرار مغزها را تعبیری «غلط» دانست.

    این استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی آفتاب افزود: واقعیت این است که با مشکلاتی در اقتصاد کشور مواجه هستیم و اظهارنظرهای غیرمسئولانه یا سیاست‌هایی که باتدبیر اتخاذ نمی‌شود، نیروهای متخصص را ناراضی می‌کند و عشق و علاقه‌ای که می‌بایستی در جامعه به وجود بیاید را کم می‌کند.

    به اعتقاد وی، با وجود تلاشی که بسیاری از علاقه‌مندان به این مساله در کشور انجام می‌دهند، بعضی رفتارهای غیرمسئولانه از سوی افراد باعث می‌شود که نخبگان نتوانند در ایران به فعالیت خود بپردازند.

    دکتر یوسفی تاکید کرد: در کشور ما حمایت‌های لازم از افراد متخصص انجام نمی‌گیرد و به کارهای پژوهشی که انجام می‌گیرد بها داده نمی‌شود.

    این استاد دانشگاه ادامه داد: هم اکنون شاهد هستیم رابطه جای ضابطه در تصمیم‌سازی‌ها و انتصابات را گرفته و اینجاست که متاسفانه نظرات کارشناسی نیروهای متخصص خواسته نمی‌شود و یک محقق در کشور هر ایده‌ای که داشته باشد، ممکن است مورد قبول واقع نشود. در واقع با پدیده‌ای مواجه هستیم و آن بی‌تفاوتی به نظرات متخصصان است.

    یوسفی بر این اساس تصریح کرد: اگر مسئولان بهای لازم به نظرات متخصصان ندهند و آنها نتوانند مسئولان را وادار کنند که سیاست‌هایی که کشور از آن نفع می‌برد را اجرا کنند، فضا را برای فعالیت خود تنگ می‌بینند و از کشور خارج می‌شوند.

    وی با بیان اینکه «باید هرچه سریع‌تر جلوی فرار مغزها گرفته شود» اظهار داشت: اگر تنگ‌نظری‌ها کنار گذاشته شود و افراد براساس شایستگی به کار گمارده شوند و از بینش‌های افراطی و متهم کردن روشنفکران به وابستگی به بیگانگان پرهیز شود، می‌توان امیدوار بود که جلوی فرار مغزها گرفته شود.

    دکتر یوسفی در پایان خاطرنشان کرد: در تمامی کشورهای توسعه یافته ثابت شده که نیروهای متخصص کلید پیشرفت آنها بوده است. بنابراین لازم است سیاست‌هایی اتخاذ و پیگیری شود که همه نخبگان در ایران بمانند.

     

     

     |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 11:31  توسط  Atabak  | 
     


    ادب خرجي ندارد ولي همه چيز را مي تواند خريداري کند

     

     |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 10:11  توسط  Atabak  | 
     

     

    هرگز کسي را نا اميد نکن، شايد اميدش تنها داراييش باشد .

     

     

     |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 10:9  توسط  Atabak  | 
     

     

       

     

    تحليل پديده مهاجرت نخبگان بر اساس نظام جهانى والراشتاين
    فرار مغزها!

     
    مقدمه: با عنايت به اينكه طي سال‌هاي اخير، موج جديدي از مهاجرت سرمايه انساني از اقصي نقاط جهان به كشورهاي شمال يا اصطلا‌حا صنعتي به ويژه ايالت متحده آمريكا گسترش يافته است، نويسنده دراين مقاله مي‌كوشد از منظري نوين نسبت اين پديده را براساس مدل مركز‌ پيرامون يا نظام جهاني والراشتاين تحليل نمايد. بنابراين پس از تعريف چيستي پديده فرارمغزها به دلا‌يل و چرايي روند آن مي‌پردازيم. سپس تصويري تاريخي از اين پديده را در مقابل ديدگان قرار مي‌دهيم وآنگاه توضيح خواهيم داد كه نظريه نظام جهاني والراشتاين برچه پايه‌اي استوار است و در نهايت اينكه چه ارتباط منطقي بين اين مدل تئوريك و پديده فرارمغزها وجود دارد.
     
    1- مهاجرت، فرار مغزها، چرخش مغزها:
    بين مفاهيم مهاجرت و فرار مغزها نسبت رابطه منطقي عموم و خصوص مطلق وجود دارد، بدين معنا كه مهاجرت مفهومي‌عام است كه فرار مغزها تنها يكي از اشكال آن است. مهاجرت داخلي و خارجي، اختياري و غيراختياري، اوليه و ثانويه، محافظه‌كارانه و بدعت‌گزارانه، چرخش نخبگان (مغزها) و ... اشكال ديگر پديده مهاجرت تلقي مي‌شوند. در حالي كه عبارت فرار مغزها(Brain Drain) كه به معني مهاجرت متخصصان و نخبگان به كشورهاي توسعه يافته است «تداعي‌گر نوعي اجبار در مهاجرت اين قشر نيز هست، زيراdrain به معني خشك شدن زمين، نشانه حالتي از جبر طبيعي است كه مهاجرت را براي بقا و زندگي (در اينجا استمرار حيات علمي و تخصصي) ناگزير مي‌سازد» اما چرخش مغزها وضعيتي است كه نيروهاي متخصص كشورهاي درحال توسعه به دلا‌يلي نظير ادامه تحصيل و تجربه زندگي صنعتي، به كشورهاي توسعه يافته مهاجرت مي‌كنند و پس از طي يك دوره زماني براي دستيابي به فرصت‌هاي شغلي و اجتماعي برتر به موطن خود بازمي‌گردند و برخي ديگر از همين مهاجران متخصص، به صورت مستمر، بين كشورهاي مبدا و مقصد در رفت و آمد هستند.
    2- دلا‌يل فرار مغزها: پديده‌هاي اجتماعي عموما و پديده فرارمغزها خصوصا پيچيده، متكثر، و همواره درحال تغيير و «شدن» مي‌باشند; از اين روي مي‌توان براساس نظريه‌هاي گوناگون به توصيف (چگونگي) و تبيين (چرايي) وقوع آنها پرداخت. محققان عموما پديده فرارمغزها را براساس «مدل جاذبه و دافعه» مورد تحقيق و تتبع قرار مي‌دهند. از آنجا كه اين مدل شرايط ساختاري داخلي و خارجي كشورهاي مبدا و مقصد را به طور همزمان در فرآيند پژوهش ملحوظ مي‌دارند يكي از قوي‌ترين مدل‌هاي تبين كننده پديده فرار مغزهاست. با عنايت به اينكه، تمدن بشري، هم اينك به واسطه انقلا‌ب در فناوري‌هاي اطلا‌عاتي و ارتباطاتي به طرز كم سابقه‌اي (اگر نگوييم بي سابقه) دستخوش تحولا‌ت بنياني شده است و هر لحظه متغيرهاي نويني نقاب از چهره برمي‌كشند، در ادامه سعي مي‌شود، پديده فرارمغزها براساس نظريه نظام جهاني والراشتاين تحليل شود.
    3- پيشينه تاريخي پديده فرارمغزها:
    پديده مهاجرت، تاريخ ديرينه‌اي دارد، اما مهاجرت انبوه و گسترده انسان‌ها پس از انقلا‌ب صنعتي و گسترش زندگي شهرنشيني رخ داد. در قرون گذشته، شتاب رشد وضعيت اقتصادي و سياست‌هاي مختلف دولت‌ها باعث شد كه يوناني‌ها، يهوديان، قبايل ژرمن، اهالي اسكانديناوي، ترك‌ها، روس‌ها، چيني‌ها و ملت‌هاي ديگر دست به مهاجرت بزنند ... بين سال‌هاي 1821 ميلا‌دي و 1924 ميلا‌دي حدود پنجاه و پنج ميليون نفر اروپايي به ماورا بحار و سي و چهار ميليون تن به ايالا‌ت متحده آمريكا مهاجرت كردند. مهاجرت متخصصان و نخبگان كه در متون و نوشته‌هاي مربوطه از آن به «فرارمغزها» ياد مي‌شود، عمدتا در قرن بيستم مطرح شد. پس از خاتمه جنگ جهاني اول و به قدرت رسيدن هيتلر در آلمان، سياست‌هاي نژاد‌پرستانه‌اي تدوين و اجرا شد كه بسياري از اقليت‌هاي ديني تحت آزار و اذيت و محروميت از حقوق اجتماعي و انساني خويش قرار گرفتند. درنتيجه بسياري از متخصصان و انديشمنداني نظير ماكس هوركهايمر، تئودور آدورنو، هربرت ماركوزه و ... مجبور به جلا‌ي وطن شدند. به دنبال اين وقايع و پس از جنگ جهاني دوم، مسئله فرارمغزها، به مطالعه جدي درآمد. «تا دهه 1960 ميلا‌دي اين مسئله از ديدگاه اقتصادي بررسي مي‌گرديد. از دهه 1970 ميلا‌دي مسئله «فرار مغزها» از ابعاد اجتماعي و فرهنگي و مقايسه كشور مبدا و مقصد و در قالب الگوهاي مهاجرت پيگيري شد. در دهه 80 ميلا‌دي به جاي بحث از «فرار مغزها» از اصطلا‌ح «چرخش مغزها» استفاده شد. اما اينك عده‌اي بر اين اعتقادند كه در كشورهايي مثل تايوان و كره جنوبي چرخش مغزها و در برخي ديگر از كشورها مانند هندوستان فرار مغزها وجود دارد. اما چيزي كه در نهايت مي‌توان افزود اين است كه پديده مهاجرت نخبگان و متخصصان در كشورهاي در حال توسعه از دهه 60 ميلا‌دي مطرح و باعث نگراني اين كشورها شده است.
    4- نظريه نظام جهاني والراشتاين چه مي‌گويد؟ منطق ارتباط آن با پديده فرار مغزها چيست؟
    نظريه نظام جهاني را مي‌توان گسترده‌ترين تلا‌ش نظري متاثر از جامعه‌شناسي تاريخي در روابط بين‌الملل دانست و والراشتاين را نيز مهم‌ترين نظريه‌پرداز آن بايد تلقي كرد. والراشتاين معتقد بود بعد از اكتشافات جغرافيايي و بعد از قرن 15 ميلا‌دي و به تدريج پس از رنسانس وانقلا‌ب صنعتي، اقتصاد نويني (ليبرال) شكل گرفت.
    هسته يا مركز اوليه شكل‌گيري سرمايه‌داري جهاني در سده شانزدهم و در اروپاي شمال غربي بود اين اروپاي شمال غربي مركز توليدات كشاورزي مبتني بر مهارت بالا‌تر و تخصص بيشتر مي‌شود و اروپاي شرقي و آمريكاي شمالي به مناطق پيراموني آن تبديل مي‌شوند كه در توليد و صدور محصولا‌تي خاص و از همه مهم‌تر به صدور مواد خام تنزل درجه پيدا مي‌كنند. اروپاي مديترانه‌اي نيز وضعيتي شبه پيراموني مي‌يابد. كه در آن توليدات صنعتي پرهزينه و معاملا‌ت اعتباري صورت مي‌گرفت. او در ادامه مي‌گويد اين نظام جهاني كه در آغاز به اروپا محدود بود به تدريج به بقيه جهان بسط پيدا كرد. و بخش‌هايي كه عرصه بيروني آن محسوب مي‌شدند، به مرور زمان به داخل آن جذب شدند، به گونه‌اي كه ديگر هيچ جايي از كره زمين خارج از اين نظام جهاني ودرعين حال جهانگير نيست. هرچند كه به تدريج و طي اتفاقاتي به خصوص و مشخصا بعد از جنگ دوم جهاني اين نظام جهاني از اروپا به آمريكا منتقل شد. والراشتاين در ادامه به نقش دولت‌ها مي‌پردازد و مي‌گويد; دولت‌ها ممكن است كه از نظر حاكم بودن با هم شباهت داشته باشند، اما از نظر موقعيت در اقتصاد جهاني متفاوت‌اند. براساس اقتصاد سرمايه‌داري، جهان به دو شكل «مركز يا كانون» يعني جايي كه تمركز سرمايه به حداكثر خودش رسيده است و «پيرامون» يعني جايي كه تمركز سرمايه وجود ندارد، تقسيم مي‌شود و در اين تقسيم‌بندي اساسا نظام جهاني سرمايه‌داري كه براي بقاي خود نياز به انباشت و براي انباشت، نياز به سود دارد، براي تضمين سود، بايد هزينه توليد را كاهش دهند و يكي از راه‌هاي كاهش هزينه‌ها نيز انتقال محل توليد به مكان‌هايي است كه هزينه كار در آنها پايين‌تر است. نتيجه همان‌گونه كه پيش از اين اشاره شد، وجود جوامع مركز و پيرامون (و شبه پيرامون) است. موقعيت دولت‌ها در مركز و پيرامون نظام جهاني متفاوت است. اين موقعيت متفاوت ناشي از نقش متفاوت آنها در اقتصاد جهاني است. به عبارت ديگر در مركز اين نظام جهاني دولت قوي و منسجم ودر پيرامون دولت ضعيف و ناتوان وجود دارد. دولت در پيرامون چنان ضعيف است و (گاه نيز مانند مورد مستعمرات اصلا‌ وجود ندارد) كه والراشتاين ترجيح مي‌دهد از «مناطق» پيراموني سخن بگويد و نه «دولت» پيراموني‌ به علا‌وه، دولت‌هاي قوي بخشي از قدرت خود را از طريق فشاري كه بر دولت‌هاي ضعيف وارد مي‌سازند به دست مي‌آورند و با جنگ، فشارهاي ديپلماتيك و ... دولت‌هاي ضعيف را بيش از پيش تضعيف مي‌كنند در ميان دولت‌هاي پيرامون و مركز، دولت‌هاي شبه پيرامون قرار دارند كه وجود آنها براي كاركرد منظم و هموار اقتصاد جهاني ضرورت دارد. در حالي كه يكي از خصوصيات مهم نظام جهاني نابرابري توزيعي موجود در آن است، اما نظام كمتر با مقاومت‌هاي گسترده روبه‌روست. وجود دولت‌هاي پيراموني به عنوان قشر مياني، عامل ثبات اين سيستم است. زيرا شبه پيرامون در عين اينكه استثمار مي‌شود، استثمار نيز مي‌كند. به نظر او طيف فعاليت‌‌هاي اقتصادي در مركز بسيار گسترده است. در حالي كه در دولت‌هاي پيراموني آن دسته از فعاليت‌هاي اقتصادي متمركزند كه سودآوري كمتري دارند. سطح دستمزد و مهارت در اين مناطق پايين است. البته والراشتاين تاكيد مي‌كند كه مركز و پيرامون بودن هميشه هم جنبه جغرافيايي ندارد، مثلا‌ ممكن است فاصله مركز و پيرامون چند كيلومتر بيشتر نباشد. اما درعين حال به و.ضوح نوعي تفكيك در حوزه فعاليت‌هاي اقتصادي و سودبري و تخصص ميان آنها وجود دارد. در رابطه ميان مركز و پيرامون مبادله نابرابر كه ناشي از تقسيم كار ميان مركز و پيرامون است اتفاق مي‌افتد و مازاد همواره از پيرامون به مركز انتقال مي‌يابد و استثمار پيرامون توسط مركز شكل مي‌گيرد. پس رابطه اين دو گروه رابطه‌اي نابرابر، استثمارگرايانه و ناعادلا‌نه است. تنها كار ويژه دولت‌هاي پيراموني صادر كردن مواد اوليه و خام و نيروي كار ارزان قيمت به «دولت‌هاي مركز» است به عبارت ديگر تنها سرمايه كشورهاي پيرامون منابع ومواد اوليه و خام است كه مي‌توانند آن را صادر و در عوض كالا‌ يا تكنولوژي صنعتي را به چند برابر قيمت فروش مواد اوليه‌شان، وارد كنند. حال اگر ايالا‌ت متحده آمريكا را «مركز» نظام جهاني براي توليدات صنعتي و محل اصلي انباشت سرمايه بدانيم كشورهايي نظير بنگلا‌دش، افغانستان و بسياري ديگر از كشورهاي آفريقايي، «پيرامون» محسوب مي‌شوند. و كره جنوبي، تايوان، سنگاپور، برزيل و ... را نيز مي‌توان به عنوان كشورهاي شبه پيرامون در نظام جهاني تصور نمود. حال چه اتفاقي در شرف رخ دادن است؟ براساس اين مدل تئوريك، پديده فرار مغزها چگونه توجيه‌پذير است؟ ايالا‌ت متحده آمريكا با بيش از 5/10 ميليون كيلومترمربع مساحت، منابع غني زيرزميني، تنوع اقليمي، وفور منابع طبيعي اعم از دريا، درياچه، رودخانه، كوهستان، جنگل‌ها، ارتفاعات و جلگه‌‌ها، موقعيت بي‌نظير ژئوپوليت و ژئواكونوميك، تمركز سرمايه و ثروت، تنوع فرهنگي و اجتماعي به علا‌وه مركز مهارت‌هاي علمي، تخصصي و آكادميك، همه و همه چشم‌اندازي از اين كشور ترسيم كرده كه براساس مدل نظام جهاني والراشتاين «مركز» قلمداد شود. هرچند كه قدرت‌ها و كشورهاي ديگري نيز موجودند كه از مزيت‌هاي ايالا‌ت متحده آمريكا برخوردار و به نوعي در «مركز» قرار دارند، اما به هر تقدير از ويژگي خاص ايالا‌ت متحده آمريكا بودن محرومند. همانطور كه ديديم در لا‌يه بيروني «مركز» دولت‌هاي پيراموني قرار داشتند كه سابق بر اين، تنها كار ويژه‌شان صدور مواد خام واوليه و يا نيروي كار ارزان قيمت به مركز بود اين به نوعي تنها نقشي بود كه پيرامون بازي مي‌كرد. اما در طول قرن بيستم ميلا‌دي، خصوصا درنيمه دوم آن اين نقش به تدريج دچار تحول شد. به اين ترتيب كه بر اثر پيدايش و ايجاد مراكز علمي‌ آكادميك در كشورهاي پيرامون، طبقه‌اي از نخبگان و استعدادهاي علمي به وجود آمدند كه از اين پس جزو سرمايه ملي كشورهاي پيرامون بودند و از اين جهت كالا‌يي براي فرستادن از حاشيه به مركز.اما به علت ضعف كشورهاي پيرامون و سو مديريت، نبود زيرساخت‌هاي علمي، تخصصي، صنعتي، بيكاري، فقر، فقدان آزادي‌هاي مدني و فردي و ده‌ها علل و انگيزه ديگر، كشورهاي پيرامون از نگهداري وبه صورت بالقوه درآوردن توانمندي‌هاي انساني اين گروه از نخبگان، در كشورهايشان ناتوانند. از اين رو در اين كشورها شاهد پديده فرار مغزها با تعاريف و توضيحاتي كه قبلا‌ داديم به مركز كه همان اروپاي غربي‌ شمالي و ايالا‌ت متحده آمريكا باشد هستيم. درحالي كه در كشورهاي شبه پيرامون به جاي فرار مغزها، چرخش مغزها را داريم. بنابراين مي‌بينيم مطابق با نظريه والراشتاين همانطور كه منابع، مواد اوليه ونيروي كار از پيرامون به مركز در حال انتقال است. نخبگان و «مغزها» نيز از اين كشورها البته اين بار برخلا‌ف تمايل و منافع دولت‌هايشان در حال انتقال و فرار است. نتيجتا اينكه همچنان اين مبادله از پيرامون به مركز در تمامي‌ابعاد اقتصادي، سياسي، انساني، آن هم به ضرر «پيرامون» و به سود «مركز» در حال جريان است. اينچنين نظريه والراشتاين، تلا‌شي است براي فهم عقب ماندگي كشورهاي توسعه نيافته، هم در زمينه‌هاي اقتصادي، اجتماعي، سياسي و هم در زمينه‌هاي علمي و فرهنگي.نظريه نظام جهاني برخلا‌ف نظريه‌هاي نوسازي كه ريشه عقب ماندگي را در وضعيت داخلي اين جوامع جست‌وجو مي‌كردند و راه برون رفت از اين وضعيت را پاي گذاشتن در مسير توسعه‌اي مي‌دانستند كه كشورهاي پيشرفته غربي پيموده‌اند، بر آن است كه براي فهم عقب ماندگي مناطق پيراموني همانند نظريه پروازان مكتب وابستگي، بايد به روابط آنها با كشورهاي مركز يا مادر شهرهاي(metropples) سرمايه‌داري توجه داشت.
     |+| نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 18:22  توسط  Atabak  | 

    با بخیل رفاقت نکن زیرا او آنچه را که به آن بسیار نیازمند باشی به تو نخواهد داد.

     

     |+| نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 17:27  توسط  Atabak  | 
     

     

        

     

    "فرار مغزها" (brain drain) پديده کهنى است که از ديرباز تاکنون به گونه هاى وسيع و چشمگيرى در کشورهاى جهان سوم ديده مى‌شود.

    به گزارش بخش خبر سايت اخبار فن آوري اطلاعات ايران، به نقل از ايرنا، از اين رهگذر در اين کشورها صدمات جبران ناپذيرى در بخش هاى اقتصادى،اجتماعى و فرهنگى و تمام ابعاد مختلف جامعه وارد مى‌شود که شايد جبران آن يکى از دشوارترين کارها براى اين قبيل کشورها باشد.
    ادبيات مربوط به پديده فرار مغزها از کانادا و کشورهاى اتحاديه اروپا نخستين بار در اوايل دهه ۱۹۶۰ ميلادى در جهان مطرح شد و اين پديده به عنوان يک آسيب اجتماعى از دهه چهل در ايران آغاز شد.
    يعنى زمانى که کشورهاى اروپايى بازسازى خرابىهاى پس از جنگ را آغاز کردند و در پى فرايند صنعتى شدن با احساس نياز به متخصصين و نخبگان در اين زمينه به جذب نخبگان و متخصصين از کشورهاى جهان سوم پرداختند و اينگونه بود که مانع ديگرى بر سر راه توسعه اين کشورها پديد آوردند.
    فرار مغزها به عنوان يک آسيب اجتماعى مختص کشورهاى جهان سوم ، بيش از يکربع قرن است که جوانان ايرانى را به دام خود گرفتار کرده است .
    اين عارضه که از منظر آسيب شناسان به نوعى استثمار شدگى کشورهاى جهان سوم ، توسط کشورهاى توسعه يافته محسوب مى‌شود به عنوان مخربترين بحران اجتماعى شناخته و تعريف شده است .
    از ميان کشورهايى که به دليل در اختيارگذاشتن امکانات پژوهشى و رفاهى به صاحبان انديشه بيشترين نخبگان ايرانى را به خود جذب کرده اند، آمريکا و کانادا به ترتيب رتبه اول و دوم را به خود اختصاص داده اند.
    تحقيقات يک پژوهشگر ايرانى که در دانشگاه MIT آمريکا تدريس مى‌کرد ، نشان مى‌دهد که بيش از۴۵ درصد از ايرانيان مقيم کشور آمريکا داراى مدارک تخصصى يا فوق تخصصى هستند.
    تحقيقات ديگرى که در سطح دانشگاه هاى معتبر ايران انجام شده نشان داده است که به طور متوسط از هر۱۸ نفرى که از سوى دانشگاه براى کسب تخصص به کشورهاى توسعه يافته اعزام شده اند، تنها۳ نفر به ايران بازگشته اند.
    نخستين بارى که اصطلاح فرار مغزها در دهه ۱۹۶۰ ميلادى مطرح شد، هيچ کس انتظار نداشت که جهان شاهد چنين سيل خروشان مهاجرت نخبگان و مغزها از کشورهاى در حال توسعه به سوى کشورهاى غربى باشد اما ورق هاى بعدى تاريخ اين را به باور همگان رسانيد...تا امروز که ديگر نمىتوان جلودار اين معضل و فرار سرمايه هاى انسانى شد.
    عوامل متعددى در بسترسازى براى فرار مغزها موثر است که مىتوان به سطح فرهنگ ، تحصيلات ، رضايت والدين ، نبود پيشرفت اجتماعى از نظر مالى و نبود تضمين شغلى و کمبود امکانات رفاهى اشاره کرد.
    همچنين مىتوان گفت که نقش دافع هاى اجتماعى، امنيتى، سياسى و معنوى در زمينه فرار مغزها بيشتر از عوامل مادى و معيشتى است .
    مساله فرار مغزها پديده بسيار پيچيده اى است که مساله مهاجرت نخبگان ، فرار مغزها و شکار مغزها را شامل مىشود و هر کدام اين موارد مکانيزمها و سازوکارهاى مختلفى دارد.
    بايد با سياست گذارى هاى سنجيده و ارزش گذارى جديد تلاش شود که دانشگاهها و دانشگاهيان از يک منزلت و جايگاه حقيقى و بسيار بالاترى در کشور برخوردار باشند.
    "اگر امنيت براى سرمايه گذاران فراهم شود، سرمايه ها و مغزها از کشور فرار نمى‌کنند."
    فرار مغزها که در حقيقت از کشورهاى پيرامونى به سمت کشورهاى مرکز انجام مى‌شود باعث رکود سرمايه گذارى هاى آموزشى در اين کشورها مىشود.
    معاون پژوهشى وزارت علوم ، تحقيقات و فناورى گفت : همه کشورها با معضل فرار مغزها درگير هستند اما تنها کشورى که اين معضل در آن وجود ندارد آمريکاست .

    "رضا منصورى" در اين گفت و گو افزود : اما ابعاد معضل فرار مغزها در کشورهاى مختلف متفاوت است و در همه جا اين پديده نامطلوب تلقى مىشود.
    وى اظهار داشت : اما برخى در کشور ما اين پديده را با مهاجرت برابر دانسته اند و آنرا موضوعى نامطلوب عنوان نکرده اند.
    وى علت اصلى بسترسازى براى فرار مغزها را نيافتن زمينه مناسب توسط نخبگان براى پرورش استعدادها و شکوفايى توانايىهاى خود ذکر کرد.
    منصورى تاکيد کرد : چنين افرادى به دنبال محيطى براى شکوفايى استعداد هاى خودشان هستند و عمده دليل فرار مغزها در ايران اين است که چنين محيطى پيدا نمى‌کنند و محيط براى رشدشان تنگ است ، اين افراد جايى مى‌روند که امکان تحقق ايده ها و خلاقيت هايشان باشد.
    وى تصريح کرد : از دلايل ديگر فرار مغزها به ويژه در کشور ما مىتوان به مشکلات رفاهى، آموزشى و خانواده اشاره کرد.
    وى با اشاره براينکه سالانه تعداد زيادى از افرادى که در المپياد رتبه آورده اند کشور را ترک مى‌کنند، افزود : علت اصلى اين موضوع بسيار واضح است و آن اين است که در کشور ما کمترين کار براى امکان رشد نخبه ها در عالى ترين سطح انجام شده است .
    وى تاکيد کرد : درصد بسيار زيادى از بهترين دانشجويان کشور را ترک مى کنند و ديگر باز نمى‌گردند و در اين دنياى پيچيده کشورى مانند ايران براى اداره خود نياز به اين افراد دارد و متاسفانه بايد گفت مهمترين نياز مان که نقش حياتى براى کشور دارد را از دست مى‌دهيم .


     

     |+| نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 17:24  توسط  Atabak  | 
     

     

        

     

    آثار و پيامدهاى حاصل از فرار مغزها مهاجرت بدون بازگشت...

    معضل فرار مغزها Brian Dram چندى است كه به يكى از بحث هايى تبديل شده كه درباره آن سخن فراوان مى رود. تقريباً همه صاحب نظران از پديده فرار مغزها ابراز نگرانى كرده اند و اثرات آن را زيانبار و تاسف آور خوانده اند و از سياستگزاران و قانونگذاران دعوت كرده اند تا به اتخاذ سياست ها و اجراى برنامه هاى مختلف به جلوگيرى از ادامه اين روند بپردازند.
    • پيشينه تاريخى فرار مغزها
    با مراجعه به تاريخ مى توان دريافت كه مسئله جابه جايى و فرار مغزها و نخبگان از يك جامعه به جامعه ديگر كم وبيش در همه ادوار تاريخ وجود داشته است شايد ابتدايى ترين شكل فرار مغزها را بتوان به اين صورت تصور كرد كه در هر عصر و در هر سرزمين وقتى قومى يا حكومتى به اوج اقتدار و پيشرفت و آبادانى مى رسيد هنرمندان، نخبگان و متخصصان ساير جوامع را به خود جذب مى كرد و اين مويد يك نكته روان شناختى است كه انسان فطرتاً راحت طلب است و هر كجا گذران زندگى او با آرامش و آسايش بيشترى ميسر گردد آنجا را به عنوان محل زندگى خود انتخاب خواهد كرد در طول تاريخ همواره انسان ها و ارباب فضل، دانش و معرفت، صنايع و هنر هر جا را مناسب تر و امن تر براى زندگى خود مى ديدند به عنوان محل شغل و در نتيجه سكونت خود انتخاب مى كردند با اين تفاوت كه اين نوع نقل و انتقالات و جابه جايى با پديده فرار مغزها به اصطلاح امروزى آن كاملاً تفاوت ماهوى داشت، به گونه اى  كه آن را به عنوان مهاجرت قلمداد مى كردند در حالى كه پديده فرار مغزها امروزه در همه جوامع به عنوان نه يك معضل و مشكل بلكه بحران اجتماعى و فرهنگى مطرح است چرا كه مهاجرت نخبگان در گذشته تابع عرضه و تقاضا و محدود به احتياجات و نيازهاى جامعه مقصد بوده و از اين رو همواره شكل منطقى و طبيعى به خود مى گرفت و هرگز به عنوان يك معضل اجتماعى مطرح نبود اما به تدريج و با پيشرفت حيرت آور فناورى، برخى كشورها از سوى ديگر و در نتيجه پيشرفت فناورى در رشته هاى گوناگون علوم و فراهم بودن وسايل و ابزارهاى تحقيقى و پژوهشى و نيز آماده بودن شرايط زندگى و دستمزد مناسب در اين كشور ها موجب شد كه از افراد متخصص و ماهر فرهيخته و كارآزموده از سراسر جهان به اين كشور سرازير شوند و نوعى معضل اجتماعى و عدم تعادل ساختارى از لحاظ نيروهاى انسانى در كشورها را پديد آورند. پديده فرار مغزها در عصر حاضر برخلاف گذشته كه مهاجرت نيروهاى نخبه و متخصص امرى طبيعى و منطقى مى نمود و تابع عرضه و تقاضا بود امروز در بيشتر موارد نه كشورهاى مقصد و مهاجرپذير نياز به اين همه مهاجر دارند و نه كشورهاى مبدأ از وجود همه اين نيروها بى نيازند بلكه براساس يكى از آمارهاى منتشر شده با اين كه كشورهايى مثل هند و پاكستان از نظر پزشك در مضيقه به سر مى برند پزشكان آنها كه در انگلستان هستند ۴۴ الى ۴۵ درصد جامعه پزشكى اين كشور را تشكيل مى دهند.

     

     |+| نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 17:15  توسط  Atabak  | 

     

      

    دانشجویان آمریکایی از طریق برنامه آموزشی جدید تحت حمایت ناسا این فرصت را خواهند داشت تا در دانشگاه مارتین درباره سفرهای فضایی و دانش فضایی اطلاعاتی بیاموزند.

    به گزارش خبرگزاری مهر، در پی این برنامه، آکادمی فضایی، مهندسی، علوم و ریاضیات ناسا روز شنبه توسط مقامات رسمی دانشگاه مارتین در ایالت ایندیانا افتتاح شد.

    به گفته "دارلن واکر" سخنگوی ناسا تا به امروز 15 آکادمی علمی آموزشی توسط ناسا تاسیس شه که آکادمی دانشگاه مارتین در ایندیاناپلیس اولین آکادمی این سازمان در ایالت ایندیانا است.

    واکر گفت: ما خواستاریم دانشجویان در مباحث ریاضی و علمی نگاهی منتقدانه داشته باشند و در نظر داریم برای آنها فرصتهای شغلی فراهم کنیم. از گروه های مورد هدف این برنامه دانش آموزان تنگدست و یا اقلیت های نژادی است.

    وی افزود: این پروژه از سال 1993 تا کنون 59 هزار دانش آموز را جذب خود کرده است. این برنامه قصد دارد تا فرصت و تمایل ادامه دادن فعالیتهای حرفه ای را برای دانش آموزان و دانشجویان به وجود آورد.

    بر اساس گزارش یو اس ای تودی، این پروژه تا کنون کمک هزینه 500 هزار دلاری را برای ساخت آزمایشگاهی در ساختمان ایندیاناپلیس دریافت کرده و در عین حال وزارت آموزش ایندیانا نیز برای کمک به این پروژه 400 هزار دلار اهدا کرده است. برخی از شرکتهای صاحب نام مانند شرکت نفتی لوکاس و رولز رویس هم مبالغی برای کمک به این پروژه پرداخت کرده اند.

     

     |+| نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 17:1  توسط  Atabak  | 
     

             

    در ایران با هزار زحمت و مشقت مدرک گرفته‌اید و حالا در به در دنبال راهی برای خروج از کشور و گرفتن اقامت در کشور دیگری هستید. قصد دارید به جایی بروید که قدرتان را می‌دانند و به شما امکان پیشرفت می‌دهند؟

     

    یکی از مهم‌ترین عوامل رشد و توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی سرمایه انسانی است. ایران از جمله کشورهایی است که در آن فرار مغزها به یک پدیده جدی تبدل شده است. به عقیده کارشناسان علت فرار مغزها گذشته از عوامل اقتصادی، فقدان امنیت اجتماعی، گسترش فساد و تبعیض است.

    در تمام دنیا نخبگان فکری به محض این که ببینند شرایط امکان اثرگذاری در جامعه کم می‌شود، به کشورهایی که شرایط بهتری را فراهم می‌کنند، فرار می‌کنند و این امری است که در تاریخ همواره دیده‌ایم. این امر برای کشور میزبان بسیار سودمند است و برای خود این افراد هم زمینه‌های رشد فراهم می‌کند. اما برای کشور مادر، کشوری که این نخبگان از آن گریخته‌اند، مسائل بسیاری در پی دارد که مقصر اصلی آن معمولا دولت‌ها و سیستم‌های حاکم است که باعث فرار مغزها می‌شود.

    به گمان من اگر شرایط مناسبی در کشور فراهم شود، این میل به بازگشت به واقعیت می‌پیوندد و بخشی از این نخبگان به خصوص با توجه به بیگانه‌ستیزی، نژادپرستی یا حس غربتی که  برخی از آنان در جوامع غربی با آن روبه‌رو می‌شوند، میل بازگشت به کشورشان بسیار فزونی پیدا می‌کند و مایل‌اند در سرزمین خودشان باشند که می‌تواند ناشی از دلتنگی باشد، می‌تواند ناشی از خستگی در کشور جدید باشد. اما یک مدلی که متعارف‌تر است، این است که این نخبگان معمولا یک خصلت جهان وطنی پیدا می‌کنند، یک خصلت سیاستمداران، بازاریان یا صاحبان سرمایه‌ای که جهان وطن می‌شوند. یعنی مثلاً هم در کشور آمریکا سکنی می‌گزینند، هم به کشوری نظیر ایران می‌آیند و این‌ها در واقع چند کشور را موطن خودشان می‌کنند. از این نظر به گمان من شرایط کشور اگر مناسب شود، ما شاهد بازگشت بخشی از این نخبگان خواهیم بود.

     

     

     

     

     

     |+| نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 16:52  توسط  Atabak  | 
     
      بالا